تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5197

مساهمون:

ص٥١٩٧
سپاهيگرى نكرده است . بنابرآن حكم اخراج او به دمياط كرد . و در اين سال مباركشاه ، حاكم دهلى در ماه ربيع الأول بر كنار آب جون شهرى بنا كرده مباك‌آباد نام نهاد . « 1 » و در آن اثنا ، خبر فتح تبرهنده و كشته شدن فولاد و اميران صدر كه از امراى معتبر بود ، رسيد و سلطان تا تبرهنده رفت و باز به دهلى مراجعت كرد و خبر شد كه حاكم مالوه و حاكم جونپور بر سر ولايت كالپى با هم در نزاع شده‌اند . مباركشاه نيز در جمع لشكرها فرمان داد . و سرور الملك و ميران صدر و قاضى عبد الصمد حاجب و اولاكانكو و كجوكهترى « 2 » با يكديگر اتفاق كرده قصد قتل سلطان كردند . و سلطان چون به همه نيكى كرده بود از اين معنى به غايت غافل بود و هميشه بىتكلف و جريده از دهلى به تماشاى مبارك‌آباد مىرفت . تا آنكه روز جمعه نهم ماه رجب به عادت معهود با اندكى از مردم معتبر به مبارك‌آباد رفت و آن جماعت بىمروت فرصت يافته ، ميران صدر با جمعى از هندوان سلاح بسته به درون رفت و كانكو را با جمعى به دروازه گذاشت كه كسى بيرون و درون نتواند رفت . و سلطان با آنكه آن جماعت را سلاحدار ديد ، چون در خاطر امرى نداشت و ايشان را معتمد مىدانست ، همچنان برقرار خود بود تا سده پال « 3 » از اولاد كجو [ كهترى ] تيغ كشيده و حوالهء فرق پادشاه كرد و به همان زخم كه كارى بود ، از پاى درآمد . بعد از شهادت او ميران صدر خود را به دهلى رسانيد نزد سرور الملك و او را آگاه ساخت كه « سلطان را به موجب مقرر به قتل آورديم . » و سرور الملك همان لحظه محمد خان بن خضر خان « 4 » را بر سلطنت برداشت . و مدت حكومت مباركشاه سيزده سال و سه ماه بود . و چون محمد خان را بر تخت نشاندند ، سرور الملك خزانه و فيلخانه و قورخانهء شاهى را به تصرف درآورد و قوى شد و كمال الملك و ديگر امرا كه از قتل مباركشاه به غايت آزرده‌خاطر بودند ، ناچار به ملازمت سلطان محمد آمدند و تهنيت سلطنت گفتند . اما در فكر انتقام از سرور الملك شدند . و سرور الملك ، سده پال را حكومت بيانه داد و او را نوشته غلام معتبر خود را به او فرستاد . و يوسف خان اوحدى با او جنگ كرده او را به قتل آورد . و نخست از حرام‌خواران او كشته شد . و سرور الملك چهار پنج كس از غلامان معتبر مباركشاه به تقريب‌ها گرفته به قتل آورد و امرا كه در ولايات بودند ، از كافر نعمتى سرور الملك آگاه شدند و مجموع سر از اطاعت او باز زدند . نخست امير اللّه‌داد لودى - كه حاكم سنبل و اهار بود - اظهار خلاف نمود و
هامش
( 1 ) . منتخب التواريخ : « كه در معنى خراب‌آباد بود . » ( 2 ) . ق : كهوكترى ؛ م ، ش : كجوكرى . اصلاح از منتخب التواريخ و تاريخ فرشته . ( 3 ) . منتخب التواريخ : سده پال ؛ تاريخ فرشته : سدپال . ( 4 ) . منتخب التواريخ : محمد خان بن فريد خان .