تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5194

مساهمون:

ص٥١٩٤
داده خود به جانب ميوات روانه شد . و جسرت كهوكر در حدود ناجوان با ملك اللّه‌داد جنگ كرده [ 576 ب ] او را شكست داد و اللّه‌داد به جانب كوهپايه گريخت و مباركشاه اكثر ولايت ميوات را تاراج كرده از جلال خان به رسم پيشكش گرفته به دهلى مراجعت نمود و چند روز برآسود و به واسطهء خبر توجه شيخعلى ، حاكم كابل ديگر باره عزيمت پنجاب نمود و نخست عماد الملك را به كمك مردمى كه قلعهء بيره را محصور داشتند ، فرستاد . و شيخعلى از شيور « 1 » ايلغار نموده به جانب لاهور رفت و قلعهء لاهور را گرفت و از مراسم قتل و غارت به تقصيرى راضى نشد و دو هزار كس در قلعهء لاهور گذاشته متوجه ديبالپور شد و امراى پنجاب يك جا شده عزيمت جنگ او نمودند . و شيخعلى چون يك مرتبه شكست خورده بود ، جرئت جنگ نكرده متوجه ولايت خود شد . و مباركشاه اين اخبار شنيده به تعجيل به پنجاب آمد و ديبالپور را به ملك شمس الدين داد و او را به محاصرهء لاهور فرستاد و خود متوجه حصار شيور شد كه مظفر ، برادرزادهء شيخعلى آنجا بود . و يك ماه آن قلعه را محاصره كرد و آخر دختر مظفر را براى پسر خود خواستگارى نمود و مبلغى به رسم مال امان از قلعه گيان بازگرفت و عزيمت مراجعت نمود . و قلعهء لاهور را شمس الملك به صلح بازگرفت و مردم شيخعلى به ولايت خود رفتند و مباركشاه به ديبالپور آمده حكومت لاهور و ديبالپور و جالندر را به عماد الملك داد و خود به ايلغار به دهلى رفت . و كمال الملك را با سرور الملك در وزارت شريك گردانيد و بدين جهت سرور الملك آزرده‌خاطر شده در مقام نفاق شد . و سلطان احمد ، حاكم گجرات در اين سال متوجه ناگور و ميوات شد و نخست به دونگرپور آمده از زميندار آنجا پيشكش فراوان گرفت و ولايت كيلواره و ديلواره « 2 » را كه تعلق به راناموكل داشت تاراج نمود . و رانا در كوهستان جتور بود و به قدر مقدور ولايت را باز آبادان كرده غنيمت بسيار به دست لشكر او درآمد و از حاكم ناگور صد سوار به نوا « 3 » گرفته و از زمينداران ميوات نيز مال و خراج بازيافت كرد و به گجرات معاودت نمود .
هامش
( 1 ) . ق : سيور ؛ م : شور ؛ ش : سور . اصلاح از منتخب التواريخ و تاريخ فرشته . ( 2 ) . م : سلواره . ( 3 ) . نوا گرفتن : در لغت به معنى نظم و سامان پذيرفتن است .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5194 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى