ذكر وقايع سنهء هشتصد و سى و شش از هجرت [ موافق سال هشتصد و بيست و ششم « 1 » از رحلت خير البشر ] « 2 »
در اين سال ميرزا عبد الله بن ميرزا ابراهيم سلطان در شيراز متولد شد و چون ميرزا ابراهيم را ديگر فرزندى نبود ، به غايت خوشحال شده بزمى پادشاهانه و جشنى خسروانه مرتب داشت . و در هرات ميرزا علا الدوله ، زينت سلطان ، دختر امير يادگار ، شاه ارلات را به نكاح آورد و ميرزا شاهرخ و ميرزا بايسنقر طوىهاى پادشاهانه ترتيب دادند . و اميرزاده محمد بن جهانگير بن محمد كه داماد شاهرخ بود ، در اين سال فوت شد . و امير خليل اللّه شيروانى كه از مخلصان قديم سلسلهء صاحبقران بود ، اميرزاده يار على ، ولد ميرزا اسكندر تركمان را كه از پدر گريخته نزد او رفته بود گرفته مقيد از راه دريا به هرات فرستاد . و آن حضرت او را چندگاه تربيت كرد و در جرگهء شاهزادگان راه و رسم مرحمت نمود ، تا آنكه روزى پادشاه به تماشاى كمان رعدى كه استاد فرج ريختهگر ساخته بود و چهار فرسنگ مىانداخت ، سوار شده بود و تمام مردم شهر به تماشا بيرون آمده بودند . و استاد مذكور به صنعت خود مشغول بود ، ناگاه اميرزاده يار على كه در كمال حسن و لطافت رعايت نيكويى بود از دور پيدا شد و مردم شهر تماشاى كمان رعد را فراموش كرده به يك بار به طرف او روان شدند و بىاختيار بر سر راه او رفتند . و از اين حالت خاطر همايون متغير شده اميرزاده را كه سر فتنهء غصّه بود ، بند كرده به سمرقند فرستاد . « 3 »
هامش
( 1 ) . ق . هشتصد و چهل و شش .
( 2 ) . م ، ش : حاشيه 845 .
( 3 ) . حاشيهء « م » : رأى خلاف انصاف صادر شده .