تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5916

مساهمون:

ص٥٩١٦
پرسيده جواب‌هاى درشت شنيدند . و همان لحظه به قتلش رسانيدند . و عليخان بيگ گرجى بعد از بيرون آمدن از دولتخانه به منزل خود رفته زن خود را سوار كرد و بگريخت و ديگر از او نام و نشان پيدا نشد . و سلطان ميرزا و سلطان محمود ميرزا به اتفاق خلفا و ديگر امرا به دولتخانه درآمدند و در مقام غسل و كفن و دفن شاه طهماسب شدند ؛ چه ، بعضى از شب اولى « 1 » و شبانه‌روز ديگر بعد از فوت كسى متوجه اين امر نشده بود ، و بلكه به وقت جنگ تيرى چند به جامهء خواب شاهى رسيده بود . و جسد سلطان حيدر ميرزا نيز قريب به شاه افتاده بود . القصه ، فخر الدين سماكى و خواجه افضل تركه و بعضى ديگر از علما به مراسم كفن و دفن اقدام نموده در همان خانه كه شاه فوت شده بود ، مدفون شد . و سلطان سليمان ميرزا از كمال قساوت قلب در اين وقت بازوبندى كه بر بازوى برادرش سلطان حيدر ميرزا بسته بود ، گشوده متصرف شد . و طبيب ابوذر « 2 » پسر ملاصدر الشريفه طبيب كه در اواخر ايام حيات شاه به درجهء اعتبار رسيده بود ، در اين وقت به نظر ميرزا سليمان درآمد ، و ميرزا كه از او آزردگى بسيار « 3 » داشت ، فى الحال به قتلش حكم كرد . و آن بيچاره را همان‌جا پاره‌پاره كردند . و احوال اسماعيل ميرزا اين است كه چون شاه طهماسب دانست كه الوس استاجلو و موافقان ايشان از او آزرده‌خاطر هستند - چنان كه اشعارى به اين معنى رفت - ارك قلعهء قهقهه را به اولاد امير ارسلان سلطان افشار سپرد . و مقرر كرد كه هميشه پنجاه نفر از ايشان با شمشير و سپر در بالاى ارك باشند . و خليفه ، انصار مراد اغلان را كه صاحب الوس و تبع بسيار بود و با قوم استاجلو نفاق داشت ، به محافظت اصل قلعهء قهقهه « 4 » نامزد كرد . و حكم شد كه سى چهل نفر از مردم معتمد خليفه انصار نيز هميشه بر بالاى ارك باشند . و از فرار اسماعيل ميرزا و آنكه كسى قصد او نمايد ، خاطرجمع نمود . و مدتى بر اين نهج اسماعيل ميرزا محفوظ بود . تا آنكه در شب فوت شاه ، زال « 5 » - كه
هامش
( 1 ) . نصر اللّه فلسفى از قول يكى از اسناد سياسى و اتيكان ماجراى سرگردانى سلطان مصطفى ميرزا و حسين بيگ را به گونه‌اى ديگر نقل مىكند . او مىنويسد حسين بيگ در راه شاهزاده مصطفى ميرزا را رها كرده از بيم جان در لباس شبانى پياده راه لرستان پيش گرفت و در راه به دست طايفهء بيات كه از هواخواهان اسماعيل ميرزا بودند افتاد . او را پس از ورود شاه اسماعيل دوم به قزوين نزد وى بردند و به فرمان او به زندان افكندند . چند روزى پيش از مرگ شاه اسماعيل ، حسين بيگ در زندان درگذشت . - تاريخ كشيشان كرمليت ، ج 1 ، ص 57 ، به نقل از زندگانى شاه عباس ، ج 1 ، پانوشت ص 19 . ( 2 ) . م : ابو نصر . ( 3 ) . م : آزردگىخاطر . ( 4 ) . خود قلعه ، در ستيغ كوه سر به آسمان كشيدهء سبلان است كه يك طرف آن را ديوار سنگى بلندى به ارتفاع چند هزار پا تشكيل مىدهد ؛ نام قهقهه هم ناشى از وضع محفوظ و دست نيافتنى آن است كه همهء حمله‌كنندگان را به ريشخند مىگيرد . از اين موضع مستحكم ، هم به عنوان زندان استفاده مىشد و هم براى نگاهدارى قسمتى از جواهرات سلطنتى . - هينتس ، شاه اسماعيل دوم ص 40 . ( 5 ) . مراد ، امير زال بيگ گرجى است .