دروازهها را محكم كرده اسباب حصاردارى مهيا داشته بودند . و غلامان چركسى بند و قچى شاهى با شمخال خان اتفاق نموده به دولتخانه درآمده بودند .
و در جلو خانه به واسطهء تفنگ بسيار كار بر ايشان تنگ شد . زال و جمعى از بهادران بر دروازه تاخته خود را به پاى ديوار رسانيدند . كشك استاجلو كه از امرازادههاى معتبر آن طايفه بود ، در اين تاختن به زخم تفنگ كشته شد . و زال كه فى الحقيقه رستم دستانى بود ، به پاى ديوار آمده به هرحيله كه توانست بر ديوار سوار شد . و جمعى به شكستن دروازه مشغول شدند . و زال به رفيقان مقيد ناشده خود را از ديوار به ميان دولتخانه انداخت . و سلطان قلى بيگ شاملو ، برادر حسينقلى بيگ ، حاكم سبزوار كه به سراغوار مشهور است به زال دچار شد .
و كارش به يك زخم شمشير زال به آخر رسيد . و ديگران متفرق شده زال خود را به دروازه رسانيد و دروازه شكسته شد . و خلايق درآمدن به در آستانهء شاهى كه مدتها سجدهگاه آن طايفه بود ، پايمال سواران شدند .
و در ميان بازار و باغچهء ديوانخانه بازار حرب گرم شد و از طرفين داد مردى و مردانگى دادند . اما طايفهء استاجلو هجوم آوردند و آن جماعت را به يك مرتبه پريشان و متفرق گردانيدند . و خلفا و شمخال و آن جماعت چون رسيدن لشكر بر در دولتخانه مشاهده نمودند ، در فكر كار سلطان حيدر ميرزا شدند ، و به در حرمسرا آمده ميرزا را طلب نمودند . و مادر بىعقل ميرزا كه به دست خود ، فرزند خود را محبوس كرده بود ، و سلطان حيدر ميرزا را در ميان زنانى كه به بالين شاه توجه مىكردند ، مخفى داشت . و بعضى گويند كه رخت زنانه در او پوشانيده بود . و پريخان خانم و مادرش چون فرصت يافتند رهنمايى كرده ميرزا را به دشمنان نمودند . و آن جماعت بىمروت او را دستگير كرده از ميان زنان بيرون آوردند .
و در آن وقت زال و رفيقان نزديك به منزلى كه سلطان حيدر ميرزا در آنجا بود رسيدند . و با آنكه زخم تفنگى به پاى زال رسيد ، همچنان در خلاصى ميرزا ساعى بود . و چون خلفا و شمخال غلبهء مخالفان را مشاهده نمودند ، دليل خان نام روملو را كه به شرارت و بدنفسى و خبث باطن مشهور بود ، به قتل ميرزا تعيين كردند . و آن حرامنمك بىمروت به زخمهاى شمشير پىدرپى آن نونهال جويبار سلطنت را از پاى درآورد . « 1 »
مقارن اين حال زال و همراهانش نزديك رسيدند و چشم ايشان بر سر سلطان حيدر ميرزا
هامش
( 1 ) . در خصوص حبس و قتل حيدر ميرزا كه بنابه دسايس و خيانتهاى پريخان خانم و به دستيارى شمخال خان چركس ، خال پريخان خانم صورت گرفت - نصر اللّه فلسفى ، زندگانى شاه عباس ، ج 1 ، ص 16 به بعد . حيدر ميرزا به هنگام مرگ 22 سال داشت . پريخان خانم نيز در شب نهم ذيحجّهء سال 985 به دست للهء خود خليل خان در خانهء خود خفه شد . وى در اين زمان 30 سال داشت .