يكديگر اتفاق كرده [ 730 الف ] قرار دادند كه چون اسماعيل ميرزا در قلعهء قهقهه محبوس است و هيچيك از شاهزادههاى حاضر طاقت مقاومت سلطان حيدر ميرزا را ندارند ، او را به درون دولتخانه مىبايد طلبيد كه به وقت فوت شاه بر بالين پدر حاضر باشد و بعد از وقوع اين واقعهء ضرورى تاج و تخت را متصرف گردد .
و پريخان خانم ، دختر شاه كه اكثر مهمات ايران به استصواب او سرانجام مىيافت و در حيله و تدبير عديل و نظير نداشت و با سلطان حيدر ميرزا - چنان كه مكررا مذكور شد - دشمنى قديم داشت ، سراسيمه شده ، كس نزد شمخال چركس كه خالوى او بود ، فرستاد و او را از پريشانى حال آگاه گردانيد . و شمخال فى الحال نزد خلفاى روملو كه در مخالفت سلطان حيدر ميرزا با او متفق بود رفته ، قرعهء مشورت در ميان انداختند ، و به حيدر سلطان ترخان تركمان نيز اعلام نمودند .
مجملا الوس قزلباش دو فرقه شدند . جمعى خواهان سلطان حيدر ميرزا بودند ، مثل حسين بيگ يوزباشى استاجلو با جميع اويماق استاجلو كه در اين اوقات الوسى از ايشان پرزورتر در ميان قزلباش نبود ؛ چه ، هشت كس از آنها صاحب طبل و علم بودند ، و اويماق قاجار و سلسلهء صفويه نيز با ايشان متفق گشتند . و تركمان آققوينلو و قراقوينلو و طايفهء افشار و جماعت ذوالقدر و الوس شاملو و فرقهء تكلو و قوم روملو بر سلطنت اسماعيل ميرزا اتفاق كردند . و سلطان محمود ميرزا و سليمان ميرزا از فرزندان شاه در دست اين جماعت بودند .
و سلطان حيدر ميرزا و سلطان مصطفى ميرزا را حسين بيگ استاجلو و صدر الدين خان صفوى ولد معصوم بيگ محافظت مىكردند . القصه ، اسباب ويرانى آماده و مهيا شده و مادر سلطان حيدر ميرزا يكى از ايشيك آقايان حرم را فرستاد كه سلطان حيدر ميرزا را از زبان شاه به دولتخانه طلبيد . و آن شاهزادهء سادهلوح بر بالين پدر حاضر شد . و از ضعف طالع سلطان حيدر ميرزا در اين روز نوبت پاس طايفهء شاملو و افشار و ذوالقدر بود ؛ چه ، شاه طهماسب مقرر گردانيده بود كه از جماعت قورچيان قديم و جديد كه قريب به ده هزار كس بودند ، هر شب جمعى در دولتخانه باشند .
و چون سلطان حيدر ميرزا بعد از نصف شب به درون حرمسرا رفت و پدر را به غايت پريشان يافت ، چون معركه ناديده و گرم و سرد روزگار نكشيده بود ، مضطرب شده و به مشورت مادر در مقام دفع پريخان خانم - كه او نيز بر بالين پدر حاضر بود - درآمد . و پريخان خانم چون احوال را دگرگون ديد ، فى الحال از در عجز درآمده زارى كنان نزد برادرآمد و اظهار اخلاص و اتحاد نموده ميرزا به مثال اقوال سابق خود اظهار ندامت بسيار كرده گفت كه « اسماعيل ميرزا در قلعهء قهقهه محبوس است ، خليفة الصدر كه محافظ اوست
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5910
مساهمون: غلام رضا طباطبايى مجد
ص٥٩١٠