تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5907

مساهمون:

ص٥٩٠٧
يوز شكارى با قلاده‌هاى مرصع و جل‌هاى مخمل و زربفت فرنگى نگاه داشته بودند . آن حضرت نيز از روى مهمان‌نوازى سرافتخار ميرزا سليمان را به فرقدان رسانيده به نفس نفيس به عزم استقبال پاى سعادت در ركاب دولت آوردند و به شوكت و عظمتى كه هيچ عبارت به توصيف آن وفا نمىكند ، تا دو كروه راه تشريف بردند . و ميرزا سليمان را چون از دور نظر بر چتر شاهنشاهى افتاد پياده شده ، عازم دريافت سعادت ملازمت شد . و آن حضرت كبر سنّ ميرزا سليمان را منظور داشته ، فرود آمد . و ميرزا سليمان را از تسليم و رسوم بازداشته ، در آغوش عاطفت گرفت و سوار شد . و ميرزا سليمان را نيز حكم سوارى شد . و نزديك به آن حضرت روان شده آنچه پرسيده مىشد از احوال راه و بدخشان جواب مىگفت . و ميرزا سليمان از كثرت لشكر و فيل و ازدحام خلايق حيران و مضطرب تا درگاه عرش اشتباه آمد . و بعد از رخصت به مجلسى كه در غايت تكلف ترتيب يافته بود درآمده قريب به آن حضرت رخصت جلوس يافت . و در همين جشن جميع مردم و رفيقان ميرزا سليمان زياده بر آرزوى خود انعام يافتند . و نزديك به دولتخانهء همايون منزلى به ميرزا سليمان مرحمت شد . و در اين ايام ، منعم خان در شهر كول به واسطهء عفونت هوا به تب و با درگذشت . و آن مرض شايع شده جمعى كثير از الوس جغتاى در بنگاله فوت شدند . و چون منعم خان فرزندى نداشت و تفصيل اسباب و اموال او به درگاه آمد و حسينقلى خان ، خان جهان ، به حكومت بنگاله تعيين شد . و به اقسام مراحم و انواع عنايات از امثال و اقران ممتاز گشت و متوجه محل حكومت خود گشت . و ميرزا سليمان را چون سنين از ستين گذشته بود و به حدود سبعين رسيده بود ، عزيمت حج به خاطر افتاد . و اين معنى را به وسيلهء جمعى از مقربان معروض داشت و مرخص شد . و قريب يك لك روپيه از نقد و جنس در ما يحتاج سفر او [ 729 ب ] مقرر و مصروف شد . و روپسى نام از برادران راجه با رهمل را با جمعى كثير همراه ميرزا سليمان فرستادند تا او را به قليچ خان برساند . و ايشان همراه ميرزا سليمان رفتند و در گجرات به قليچ خان رسيدند . و قليچ خان ، حاكم بندر سورت در ملازمت ميرزا سليمان به بندر رفت و او را به اعزاز به جانب مكه گسيل كرد . و در اين ايام حكايت تقسيم ممالك هندوستان در ميان آمد ؛ چه ، به واسطهء وسعت آن مملكت ، ديوانيان و بخشيان درگاه از عهدهء ضبط آن كما ينبغى بيرون نمىتوانستند آمد . لاجرم كل ممالك محروسه بر دوازده قسم منقسم گشت . جمع هر صوبه پانزده كرور حال حاصل چنان كه به جاى خويش بعد از اتمام كتاب و تفصيل