اسامى پرگنات و جمع سركار مرقوم گردد . إن شاء اللّه تعالى وحده العزيز .
و خان اعظم كه حاكم گجرات بود ، در اين ايام از اعتمادى كه بر سبق خدمت ابوين و عنايتى كه آن حضرت به او داشت ، در وقت تعيين حكام هرصوبه با آنكه حكومت گجرات به دستور سابق بر او مقرر و مسلم شد ، معروض داشت كه « بعد از اين نيت توقف درگاه دارم ، و مطلقا به رفتن گجرات راضى نيستم . » و آن حضرت از كمال مرحمت مكررا او را نصيحت فرموده به جاى گجرات ، جاهاى ديگر از ممالك محروسه نامزد او شد . اما خان اعظم همچنان بر ترك سپاهيگرى به جد ايستاد و به آگره در باغ خود منزوى شد .
و آن حضرت در هفتم ذيقعدهء اين سال عازم اجمير شد . و در اجمير به مسامع جلال رسيد كه داوود افغان بعد از فوت منعم خان چون سردارى صاحب وجود در بنگاله نبود و نيز عهد و پيمان را بر طاق نسيان نهاده با جميع افغانان بهار و بنگاله عازم تانده گشت و امرا طاقت توقف نياورده با جمعهم از بنگاله بيرون آمدند . و تانده به تصرف افغانان درآمد . آن حضرت ، سبحان قلى ترك را به تعجيل نزد خان جهان فرستاد كه هرجا رسيده باشد او را به تعجيل به لشكر پيش ملحق سازد . و خان جهان به موجب حكم به تعجيل به امراى بنگاله ملحق شده به اتفاق عازم كرهى شدند .
و در حملهء اول قلعهء كرهى به سعى اسماعيل قلى خان ، برادر خان جهان به تصرف درآمد .
و قريب به هزار و پانصد افغان در آن قلعه به قتل رسيدند . و سبحان قلى با عرضه داشت خان جهان به درگاه آمده حقايق معروض داشت .
و آن حضرت در اين ايام در مقام استيصال رانا ، زميندار چيتور و كوهستان كوكند و كونبل مير « 1 » درآمده و مانسنگ ، ولد راجه بكونداس را با جمعى كثير از امرا به دفع او نامزد كرد . و آصف خان بخشى بيكى را نيز رفيق او گردانيده افواج منصور عازم كوهستان شده ، رايات عاليات عزيمت مراجعت به دار الخلافه فرمود . و در غرهء صفر سنهء نهصد و هشتاد و چهار فتحپور محل نزول موكب منصور شد .
هامش
( 1 ) . م : كمل مير .