و در ماوراء النهر نيز به واسطهء استيلاى عبد اللّه خان فى الجمله امنيتى حاصل بود . و ايلچيان او هميشه به هندوستان آمده اظهار اخلاص و يك جهتى مىنمودند .
و عبد الكريم نيز در كاشغر واسطهء امن و امان بود .
و آنچه در بدخشان در اين سال سانح شده اين است كه بعد از آنكه ميرزا ابراهيم ، ولد [ 729 الف ] ميرزا سليمان در بلخ گرفتار گشته كشته شد ، ميرزا سليمان در مقام تربيت فرزند او كه به ميرزا شاهرخ موسوم است درآمده بعضى از محال بدخشان را با وجود صغر سنّ به او داد .
و ميرزا شاهرخ به تحريك فتنهانگيزان بدخشان بعد از فى الجمله اختيار و اقتدار با ميرزا سليمان آغاز خلاف نمود . و اكثر مردم بدخشان از ميرزا سليمان روگردان شده به ميرزا شاهرخ ملحق گشتند . و ميرزا سليمان را ديگر طاقت توقف نمانده با جمعى از خدمتكاران قديم و اهل و عيال متوجه كابل شد . و به خلاف متوقع ميرزا محمد حكيم با او نيكو معاش نكرد ، بلكه در همراه كردن و بدرقه تا كنار نيلاب اهمال كرد ، و افغانان چند جا بر سر راه ميرزا سليمان آمده قصد تاراج كردند . و ميرزا سليمان به نفس خود در اين معارك تردد بسيار كرده زخم تير يافت و پريشان حال به كنار نيلاب آمده عرضه داشتى به خط خود به درگاه خلايق پناه ارسال كرد و شكايت ميرزا شاهرخ و حكايت عبد اللّه ميرزا حكيم و اظهار فقدان اسباب سفر و بحر در كنار نيلاب در آن عريضه مندرج گردانيد .
و آن حضرت در ساعت ورود عريضه جميع اسباب سفر چنان كه لايق چنان مهمان عزيزى باشد با پنجاه هزار روپيه زر نقد مصحوب خواجه آقا خان ارسال نمود و حكم شد كه راجه بكونداس به استقبال ميرزا سليمان رفته او را به اعزاز هرچه تمامتر به درگاه آورد . و خواجه آقا خان به تعجيل به لاهور رفته ما يحتاج ميرزا سليمان را مرتب ساخته به كنار نيلاب برد . و ميرزا سليمان كه حاصل چند سالهء بدخشان را مصحوب فرستاده به تعجيل مشاهده نمود . به غايت خوشحال و آسودهخاطر شد . و فرمان به طلب خان اعظم به گجرات رفت كه در وقت ملازمت ميرزا سليمان حاضر باشد .
و به موجب حكم ميرزا عزيز كوكه همعنان برق و باد به درگاه آمده نوازش بسيار يافت .
و راجه بكونداس با لشكر آراسته به حدود نيلاب به ميرزا سليمان رسيده او را به لاهور آورد . و دو سه روز در لاهور به جهت آسايش توقف واقع شد . و پانزدهم رجب سنهء نهصد و نود و سيم به حوالى فتحپور رسيدند . و از موقف مرحمت حكم جهانپناه صادر شد كه جميع امرا و اركان دولت با لشكرهاى آراسته تا پنج كروه ميرزا سليمان را استقبال نمايند . و از دو طرف او تمامت اين مسافت را فيلان با جلهاى مخملى و زربفت و زنگهاى زرين و سيمين بازداشته بودند . و در ميان هردو فيل يك ارّابه
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5906
مساهمون: غلام رضا طباطبايى مجد
ص٥٩٠٦