ذكر وقايع سنهء نهصد و هشتاد و سه هجرى ، [ موافق سال نهصد و هفتاد و سوم « 1 » از رحلت « 2 » خير البشر ]
در اين سال در ايران امرى كه نوشتن را شايد سانح نشد ؛ چه ، شاه طهماسب به كمال استقلال رسيده بود و از هيچ طرف منازعى نداشت و به سرانجام جميع مهمات ملك و مال به نفس خودمشغولى مىنمود . و جميع طرف از نهايت روم كه نهايت مغرب است تا نهايت تركستان و هندوستان تا نهايت كنار درياى چين به نوعى در امن بود كه يك كس و دو كس با خروارهاى زر آمدوشد مىنمودند ؛ چه ، سلطان مراد ، قيصر روم به غايت مستقل بود و ولايت او به نهايت معمورى رسيده بود .
همچنين تمامت سواد اعظم هندوستان را از ابتداى آفرينش تا امروز كسى در ضبط در نياورده بود . بندههاى درگاه خلايقپناه به نوعى مضبوط گردانيدهاند كه بىتكلّف طبق زر بر سر يك كس هميشه ديده مىشود . و جميع زمينداران كه به واسطهء اعتماد بر كوه و جنگل اطاعت هيچيك از سلاطين هندوستان نكرده بودند به طوع و رغبت در سلك دولتخواهان درآمده به مراسم جانسپارى قيام و اقدام مىنمايند .
و قبل از اسلام از هندوستان در هرولايت حاكمى عليحدّه مىبوده است . و بعد از اسلام اكثر اوقات پنج شش پادشاه صاحب سكه و خطبه در هندوستان حكومت مىكردهاند كه هر يك از چند هزار سوار زياده داشتهاند . اكنون به توفيق اللّه حكام جميع ممالك هندوستان مطيع و منقاد و باجگزار و فرمانبردارند .
هامش
( 1 ) . ق : نهصد و نود و سيم .
( 2 ) . م : 973 .