تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5849

مساهمون:

ص٥٨٤٩

ذكر وقايع سنهء نهصد و هفتاد و شش هجرى [ موافق سال نهصد و شصت و ششم « 1 » از رحلت « 2 » خير البشر ]

در اين سال شهريار ايران از هيچ طرف دل‌نگرانى نداشت و به ضبط مال گيلان و تعيين حكام آنجا قيام نموده خان احمد را به قلعهء قهقهه فرستاد . « 3 » و صدارت گيلان به مير علاء الملك مرعش قزوينى كه به جودت فهم و كثرت فضل از ابناى زمان ممتاز بود ، مفوّض گشت . و در اواخر اين سال سميون « 4 » كه يكى از پادشاهزاده‌هاى گرجستان بود و به حسب صورت و سيرت از اقران خود امتياز داشت ، در يكى از معارك به دست لشكر قزلباش گرفتار شد و به موجب حكم او را به قزوين آوردند . و روزى كه او را به شهر درمىآوردند حسب الحكم قزوين را آيين بستند ، و سيمون را از ميان بازار گذرانيده به دولتخانه بردند . و ده روز بر قزوينيان به عيش و عشرت گذشت . و در اين سال سلطان مراد ، ولد سلطان سليم ، قيصر روم كه به حكم پدر به تسخير ولايت قدس رفته بود ، مملكت بسيار از تصرف فرنگان بيرون آورد . و به واسطهء صلح با قزلباش خلايق بسيار در اين سال به حج رفتند . از آن جمله معصوم بيگ ، وكيل مطلق العنان پادشاه ايران كه فتح هرات و تسخير گيلان بر سعى او روى نموده بود در اين سال عازم زيارت بيت اللّه شد . و بعد از استجازه از حاكم روم با سيصد سوار متوجه مكه گشت . و شاه طهماسب به واسطهء سبق خدمت و كثرت حقوق او ، فرزندانش را به غايت اعتبار
هامش
( 1 ) . ق : نهصد و هشتاد و ششم . ( 2 ) . م : 976 . ( 3 ) . حديث هم‌سلولى خان احمد كارگيا با اسماعيل دوم در قلعهء قهقهه را در روضة الصّفويّه ، ص 547 مطالعه فرماييد . ( 4 ) . احسن التواريخ ( ص 567 ) ؛ سيماوون .