گرفتند . و معصوم بيگ و پسرش خان ميرزا و اكثر نوكرانش را به قتل آوردند و آوازه انداختند كه اعراب باديه شبيخون آورده آنها را به قتل آوردند .
و نخستين خلاف عهدى كه از روميان واقع شد اين بود . و در آن شب اكثر قافله به تاراج رفت . و جمعى ديگر از مردم معتبر عراق و خراسان كه در اين سال به حج رفته بودند مثل مير محمد يوسف حيدر و ميرزا ابراهيم ، پسر خواجه امير بيگ جمله كه به صفت فضيلت اتصاف داشتند ، و مير جعفر ، برادر مير حيدر معماى كاشى - كه به فهم و فضيلت و حسب و نسب از ابناى زمان ممتاز بود - و ملا معين مصنف رسالهء لذّات با پسر و غيرهم به غايت انديشهناك شده از خوف به راه باديه مراجعت نمودند و به جده رفته به كشتى درآمدند كه هريكى به بنادر هندوستان رفته از آنجا به شهر هرموز مراجعت نمايند . اما چون اجل آن جماعت رسيده بود ، اين تدبير سودى نكرد .
و در آن سال در موسم تردد موجهاى آب طوفان عظيم شده قريب به چهل كشتى در درياى عمّان غرق شدند . و كشتى مير محمد يوسف و آن جماعت نيز غرق شده هيچكس از آن جماعت خلاص نشد ، الّا زوجهء مير محمد يوسف صدر كه بر تختهاى مانده خلاص شد و به دست فرنگان افتاد .
و شاه طهماسب از استماع اين خبر به غايت آزردهخاطر شد ، اما چون صلاح دولت در تغافل بود ، به موجب « العاقل الفطن » به تغافل عمل نموده مطلقا اين معنى را ظاهر نكرد . و قيصر روم جمعى از اعراب باديه را به دست آورده فرستاد كه در حوالى مكه به قتل رسانيدند و مشهور ساخت كه معصوم بيگ را اين جماعت به قتل رسانيده بود .
و آنچه در سواد اعظم هندوستان در اين سال سانح شد اين است كه حضرت اعلى ، خان كلان و خويشان و برادرانش را از پنجاب طلبيده ، حكومت آن محال را به حسينقلى و اسماعيل قليخان و ديگر امراى تركمان مرحمت فرمود و اتكه خيلى را در ديگر ممالك هندوستان جاگير كردند . و روز دوشنبه غرّهء رجب سنهء نهصد و هفتاد و شش رايات نصرت آيات به عزم تسخير قلعهء زنتنبور در حركت آمد و شكاركنان عازم دهلى شدند و چند روز در دهلى توقف واقع شد . و شكار جرگه طرح انداختند در حوالى قصبهء پالم . و بعد از فراغ خاطر از مهم صيد و شكار كوچبركوچ عزيمت زنتنبور نموده شد . و اواخر ماه شعبان ظاهر آن قلعه محل نزول عساكر منصور گشت .
و آن قلعه كه از قلاع مشهور هندوستان است ، در اين وقت در تصرف راى سورجن بود .
و راى سورجن - چنان كه گذشت - از حجاز خان غلام سليم خان خريده بود . و چون اكثر اوقات حكام هندوستان كه قصد تسخير اين قلعه كرده بودند پنج سال شش سال
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5851
مساهمون: غلام رضا طباطبايى مجد
ص٥٨٥١