دستانداز بسيار كرده خبر يافتند كه امراى مالوه غافلاند . به يك بار به ولايت ماندو درآمده قلعهء اجين را در ميان گرفتند .
محمد مراد خان كه حاكم اجين بود ، حصار را استوار ساخته و مير عزيز نام كه ديوان مالوه بود در نگاه داشتن قلعه سعى بسيار كرد و خدمات پسنديده نموده عرايض به درگاه فرستاد . و آن حضرت از جرئت « 1 » ميرزايان برآشفته در همان روز قليچ خان و خواجه غياث الدين بخشى بيكى را با لشكر گران به دفع ايشان تعيين فرمود .
و به امرايى كه به تسخير زنتنبور نامزد شده بودند ، فرامين رفت كه خدمت مالوه را اهمّ دانسته به قليچ خان و خواجه غياث الدين على ملحق شوند . به موجب حكم افواج قاهره با وجود كثرت گلولاى كوچبركوچ به ولايت مالوه درآمدند . و ميرزايان طاقت توقف نياورده روى به گريز آوردند . و به وقتى كه ميرزايان در مالوه بودند حبشيان به وقت فرصت چنگيز خان را در ميدان احمدآباد به قتل رسانيدند . و افواج قاهره ، ميرزايان را تا كنار آب نربده « 2 » تعاقب كردند . و ميرزايان به اضطراب تمام از آب عبور نمودند و جمعى كثير از مردم ايشان در آب غرق شد .
و بعد از عبور خبر قتل چنگيز خان شنيدند . به غايت خوشحال شدند . و به ميان ولايت گجرات كه سردار نداشت درآمده قلعهء چانپانير « 3 » و سورت را به تصرف درآوردند . و رستم خان كه نوكر معتبر چنگيز خان بود ، قلعهء بروج را مستحكم ساخته حصارى شد و قريب به دو سال با ميرزايان جدل كرد و آخر به امان بيرون آمد و قلعهء بروج نيز به تصرف ميرزايان درآمد . و باقى احوال ايشان به جاى خود مذكور خواهد شده إن شاء اللّه تعالى .
و افواج قاهره چون ميرزايان را از ولايت مالوه بيرون كردند و حكم درآمدن به گجرات نبود بازگشتند . و جاگيرداران مالوه در آن ملك توقف نموده باقى لشكر به درگاه آمد . هركس فراخور مرتبهء خود به انعام و احسان سرافراز شد .
هامش
( 1 ) . م : جواب .
( 2 ) . آئين اكبرى ( ج 2 ، ص 66 ) : نوبدا .
( 3 ) . م : جنباير .