عزم جزم فرموده بود كه قهرا جبرا آن قلعه را كه محكمترين قلعههاى هندوستان است ، مسخر سازد كه ديگر هيچ كس را در برابر لشكر نصرت اثر ارادهء قلعهدارى به خاطر نگذرد .
و آن حضرت به نفس نفيس به جايى كه بر بالاى ساباط ساخته بودند ، رفته بهادران به جانبازى مشغول مىشدند ، و به ضرب تير و تفنگ نمىگذاشتند كه هيچ كس سر از قلعه بيرون كند . و آن حضرت نيز به جهت احراز . . . « 1 » جهاد تفنگ خاصه هميشه در دست داشتند و هر متحرك كه به نظر درمىآمد به ضرب تفنگ خاصه كه همچو تير فضا بىخطاست ، بر خاك هلاك مىافتاد . تا آنكه در شب سهشنبه بيست و پنجم شعبان نهصد و هفتاد و پنج به موجب حكم جنگ سلطانى بر قلعه انداختند ، و چند جا رخنه در ديوار قلعه افتاد و علامات فتح ظاهر شد . جيمل « 2 » كه سردار قلعه و كافر متهور بود و تمام روز بر گرد قلعه تردّد كرده مردم را بر جنگ و جدال تحريص مىنمود ، به وقت نماز خفتن در برابر مورچل پادشاهى رسيد . و آن حضرت تفنگ در دست انتظار مىكشيدند كه هرگاه روشنى در برج پيدا شود آتش دهند .
و از اتفاقات حسنه در وقتى كه ( جيمل سردار قلعه در آن برج ايستاده بود ) « 3 » آن حضرت برابر روشنى تفنگ خاصه را آتش داد ، و مهرهء تفنگ بر پيشانى جيمل خورده بر جاى سرد شد . و قلعهگيان چون سردار خود را كشته ديدند و يقين ايشان شد كه ديگر سعى به جايى نمىرسد ، دست از جنگ بازداشته ، نخست جسد جيمل را سوختند ، و به منازل خود رفته ، جوهر كردند .
و جوهر عبارت از آن است كه چون هندوان را يقين مىشود كه خلاصى ممكن نيست ، اهل و عيال و اسباب و اموال خود را جمع كرده هيزم بسيار بر دور آن خرمن مىكنند ، و به دست خود آتش مىزنند . و بعد از سوختن آنها به جنگ مشغول شده خود را به كشتن مىدهند .
و در دين ايشان در اين كار ثواب بسيار است .
و چون از كثرت آتش جوهر و دست بازداشتن مردم بر برج و باره از جنگ بهادران لشكر منصور را اطلاع حاصل شد كه قلعهگيان بىطاقت شدهاند ، هجوم آورده به حصار درآمدن آغاز كردند . و جمعى از متهوران كفار كه اهل و عيال نداشتند ، ترك جان گفته به جنگ ايستادند . و آن حضرت بر بالاى ساباط تماشاى سربازى غازيان مىكرد . و به موجب حكم سه زنجير فيل را از رخنهها به قلعهها درآوردند . و فيل مدكر نام در آن روز جمعى كثير از كفار را به قتل آورد . و با وجود زخم بسيار مطلقا روگردان نمىشد . و فيل ديگر جنكنه نام را كفار در
هامش
( 1 ) . يك كلمه ناخواناست .
( 2 ) . منتخب التواريخ : راى جيمل .
( 3 ) . ق : ( چهل مرد از قلعهداران برج ايستاده بود . )