سخريتآميز بر زبان مىآوردند . و بر غازيان لشكر ظفر اثر مورچلها قسمت شده ، قسمت امرا كه هنوز نرسيده بودند ، بازگذاشتند . و روزبهروز هركس مىآمد به مورچل خود مىرفت . و قهرا و قسرا آن ولايت را گرفته ، سالم و غانم « 1 » مراجعت نموده تحسين يافت .
و حسينقلى خان به تاخت اوديپور كه نشان رانا به آنجا مىدادند رفت . و آن ولايت را كه دار الملك رانا ( و آبا ) « 2 » و اجدادش بود ، به آتش تاراج سوخته معاودت نمود . و غنيمت بسيار و اسير بىشمار از محكمهاى آن كوهستان به دست لشكر منصور درآمد . و به موجب حكم چند روز پىدرپى از هرطرف بهادران اردوى ظفر قرين جنگ بر قلعه انداختند و جمعى كثير به درجهء شهادت رسيدند ؛ چه ، قلعه در غايت استحكام و اسباب قلعهدارى بر وجه كمال مرتب بود . لاجرم ساختن ساباط اشارت شد ، و قريب پنج هزار بنّا و نجّار و سنگتراش و آهنگر و نقاب از اطراف ممالك محروسه جمع آوردند . و ساباط در قلعهگيرى مخصوص ملك هندوستان است . و فى الواقع قلاع محكم آن ولايت را كه از توپ و تفنگ و ضربهزن مملو است به غير ساباط گرفتن ممكن نيست .
و ساباط عبارت است از كوچهء وسيع كه مجاهدان در پناه آن به حصار نزديك توانند رفت . « 3 » و از آن سبب از توپ و تفنگ در امان باشند . و حسب الحكم شروع در ساختن دو ساباط شد . و ساباطى كه از محاذى دولتخانه بنياد كرده بودند ، به نوعى وسيع بود كه دو فيل و ده سوار پهلوى يكديگر به فراغت آمد و شد نمودند . و ارتفاع آن چنان كه فيل سوار نيزه به دست تواند گرفت . و از كمركوهى كه قلعه بر قلّهء آن است شروع در ساباط ساختن نموده شد .
و اهالى قلعه كه هرگز ساباط نديده بودند ، سراسيمه شده به مدافعه مشغول گشتند . و هفت و هشت هزار سوار جنگى و توپچى بسيار به قدر طاقت و توان كوشش مىكردند . و با وجود آنكه سپرهاى بزرگ از چرم گاو و گاوميش به جهت عمله و فعلهء ساباط آماده شده بود ، هيچ روز نبود كه صد كس و بيشتر و كمتر كشته نشود . و اجساد كشتگان به جاى سنگ و خشت در ديوار به كار مىرفت .
و از موقف مرحمت و عدالت حكم صادر شد كه هيچ آفريده را بيكار نگيرند . و به جهت مزدورى خرمن خرمن روپيه و . . . « 4 » بر زبر يكديگر ريخته هركس بر جاى خويش اجرت مىگرفت مىدادند . و به اندك وقت ساباط به ديوار حصار نزديك رسيد و بلندى و ارتفاع آن به حدى بود كه بر قلعه مستقل شد ، و بر بالاى ساباط به جهت نشيمن آن حضرت مسكنى
هامش
( 1 ) . م : سالما و غانما .
( 2 ) . م : ندارد .
( 3 ) . ساباط در اصل طاق و دالان معنى مىدهد و با كمى توسع در بيان معنا ، به كوچه تفسير شده است .
( 4 ) . جاى يك كلمه خالى است .