تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5842

مساهمون:

ص٥٨٤٢
سورت دست يافته بود ، متوسل شدند . و تتمهء احوال ايشان به جاى خود مذكور خواهد شد . و شهاب خان و امرا به فراغت خاطر بىجنگ و جدال محال و جاگير خود را متصرف گشتند . و موكب منصور از ظاهر قلعهء كاكرون با آنكه زياده بر سه و چهار هزار در ركاب نبود ، عازم دفع رانا اودى سنگه شد كه شايد آن كافر متهور از قلّت سپاه آگاه شده به پاى خود به كشتنگاه آيد ، و به زودى خاطر از مهمات آن مملكت جمع شود . و اما رانا كه حد خود مىدانست ، هنوز چند كروه به ولايت او مانده بود كه با اهل و عيال به كوهستان دوردست گريخت ، و قلعهء چيتور را به اعتماد آنكه اسباب قلعه‌گيرى در اردوى ظفر قرين نيست و آن حضرت متوجه تسخير قلاع نخواهد شد ، محكم ساخته و ذخيرهء بسيار به آنجا درآورده بود . و هشت هزار كس از مردم آزموده بلكه تمام مردم كارى خود را با اهل و عيال به ضبط آن قلعه تعيين نموده خود از ميان به كنارى رفته بود . چون موكب منصور به ولايت رانا رسيد . و خبر فرار او مسموع گشت ، عزيمت تعاقب نموده شد . اما به تحقيق پيوست كه رانا به جايى رفته كه به واسطهء بسيارى كوه و جنگل دريافتن او ممكن نيست . لاجرم آن حضرت به تسخير قلعهء چيتور كه فى الواقع در غايت استحكام است ، توجه فرمود . و به وقتى كه ظاهر قلعه محل نزول گشت ، بارندگى عظيم شد ؛ چنان كه مدتى قلعه به آن عظمت ديده نمىشد . و بعد از صافى هوا قلعه به نظر درآمد . و آن قلعه بر فراز كوهى كه ارتفاعش قريب به يك كروه شرعى باشد واقع است . و آن كوه در ميان دشتى مسطح است كه مطلقا بلند و پستى ندارد . و دور اين كوه از پايان شش كروه است . و به جايى كه ديوار قلعه ساخته شده است به سه كروه در آن نزديك است ، و بر بالاى اين كوه چشمه‌اى آب هست ، و به آن قناعت نكرده حوض‌هاى بزرگ از سنگ و آهك ساخته‌اند كه به وقت بارندگى پر مىشوند . و مردم قلعه را از آن طرف مطلقا خاطر جمع است . و از اطراف ديگر توپ و ضربه‌زن و سنگ رعد و منجنيق به قلعه اگر برسد مضرتى چندان نمىرساند . مجملا مثل اين قلعه در ربع [ 714 ب ] مسكون آينده و رونده كم نشان مىدهند . و تمام سه كروه بالاى قلعه به نوعى در اين وقت معمور بود كه خانه‌هاى مردم چند طبقه بر بالاى يكديگر ساخته شده بود ، و بر بالاى ديوار قلعه از مردم محافظ بجز كنگره به نظر درنمىآمد . و اسباب آتشبازى بسيار در قلعه آماده و مهيا بود . القصّه ، چون نظر آن حضرت بر قلعه افتاد و اطراف و جوانب او ملحوظ گشت ، يقين شد كه بجز طول ايام محاصره فتح قلعه را امرى ديگر مفيد نيست . و به وقت محاصره چون اندك مردم در ركاب ظفر انتساب بودند و مسافت شش كروه زياده بود ، اهالى قلعه سخنان