تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5799

مساهمون:

ص٥٧٩٩
گشودند . و ميران مباركشاه و آل خانديس ، ايلچيان سخندان با تحف فراوان به درگاه فرستاده اظهار اخلاص نموده و نيكوبندگى او پسنديده افتاد . و اعتماد خان همراه ايلچيان به خانديس رفت . و يكى از دختران ميران مباركشاه كه لايق خدمتكارى خادمان حرم عالى بود ، به ماندو « 1 » آمده و به جمعى كه همراه خدر معلّى آمده بودند به انواع الطاف پادشاهانه مفتخر گشته خرم و خوشحال مراجعت نمودند . و خان قلى نامى از نوكران عبد الله خان در هنديّه - كه سرحد ولايت مالوه است - به حكومت مشغول بود ، بعد از فرار عبد الله خان طلب عفو نموده ، چون مطمئن خاطر شد ، به درگاه آمد . قرابهادر خان به حكومت مالوه معين گرديد جمعى از امرا كه به ايلغار نرسيده بودند ، حكم شد كه به كمك قرابهادر خان در ماندو باشند ، تا زمانى كه از آگره حاكمى صاحب وجود به حكومت مالوه معيّن شود . و اردوى بزرگ عازم دار الخلافه شد و به واسطهء كثرت بارندگى و گل و لاى لشكريان و عوام النّاس لشكر به محنت و مشقّت قطع منازل مىنمودند . و در نواحى سرى قراولان خبر شكار فيل رسانيدند . به موجب حكم امرا و لشكريان اطراف آن جنگل را احاطه نموده تمام آن فيلان را به جانب اردو راندند و نصف شب به نواحى اردو رسيدند . و روز ديگر تمام آن فيلان را به فيلان اهل [ ى ] استوار بستند . و به وقت نزول در قصبهء سرى ديگرباره خبر رسيد كه گلّهء فيلى كه فيل [ ى ] مست به آن همراه است ، در اين نزديكى ديده شده است . به طريق معهود ، لشكريان فيلان را احاطه نموده و به جانب قلعهء سرى راندند و همه را به قلعه آوردند . و يكى را از فيلان اهل خاصه كامدى راو « 2 » نام كه در آن ايام مست بود و در آن قلعه بود ، با آن فيل مست صحرايى به جنگ انداختند . و چون آثار غلبه از طرف كامدى راو ظاهر شد ، به آتش مشعل كامدى راو را از آن فيل جدا كردند . و آن فيل چون از جنگ خلاص شد ، ديوار قلعه را ويران كرده راه صحرا پيش گرفت . و فيلى ديگر از فيلان خاصه ران بهيرون نام را به تعجيل بر سر راه آوردند . و ديگرباره فيل وحشى به جنگ ايستاد و اين‌جا نيز مغلوب شد . و به سعى بسيار فيل اهل [ ى ] را دور تر برده از فيل جنگى به درختى كه در آن نزديكى بود ، به طناب‌ها محكم بستند و بتدريج آب و علف نزد او برده رام كردند و داخل فيلان خاصه شد . و رايات جلال به دار الخلافهء آگره روان شد و به فتح و فيروزى به مقصد رسيده شد . و هم در اين ايام نشاط شكار جانور و يوز فرموده به جانب كاكولى « 3 » كه از مواضع آگره به لطافت
هامش
( 1 ) . م : مندو . ( 2 ) . م : كاندى راو . ( 3 ) . ق : كاكرلى ؛ م : ككرانى . اصلاح از منتخب التواريخ ( ج 2 ، ص 64 ) .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5799 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى