تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5795

مساهمون:

ص٥٧٩٥

ذكر وقايع سنهء نهصد و هفتاد و دو هجرى [ موافق سال نهصد و شصت و دوم « 1 » از رحلت « 2 » خير البشر ] مطابق سنهء الهى

در اين سال شاه طهماسب شهريار ايران ، معصوم بيگ صفوى را كه وكيل و صاحب اختيار مهمات ايران بود ، با ساير امراى عراق و كرمان به يورش خراسان مأمور نمود كه چون قزاق ولد محمد خان كما ينبغى اطاعت نمىنمايد او را بر تقدير مشقت به درگاه آورند ، و الّا به اتفاق سلطان ابراهيم ميرزا ، ولد بهرام ميرزا كه حاكم مشهد بود . و بديع الزمان ميرزا ، برادرش كه سيستان به اقطاع او مقرر بود ، به پاى هرات رفته به هرطريق توانند قزاق را دفع نمايند . و چون خبر توجه لشكر شاهى به هرات رسيد ، برادران قزاق ، مصطفى بيگ و مسيّب بيگ در مقام دفع برادر شدند كه به آن وسيله نزد شهريار ايران اعتبار يابند . امّا قزاق آگاه شده ايشان را كارى از پيش نرفت . لاجرم با جمعى از اويماق كه به ايشان اتفاق نموده بودند ، از هرات بيرون آمده عازم غوريان - كه ولى سلطان روملو ، حاكم آنجا بود - شدند . قزاق ، پسر خود جعفر بيگ و برادر ديگر خود ، حسينقلى بيگ را به تعاقب ايشان فرستاد . و در نواحى غوريان به مصطفى بيگ و مسيّب بيگ رسيدند . و بعد از جنگ جعفر بيگ ظفر يافته ايشان به قلعهء كوسويّه كه نشيمن « 3 » ولى سلطان بود گريختند . و از مصطفى بيگ در اين روز آثار شجاعت بسيار به ظهور آمد . و به حكم قزّاق ، جعفر بيگ به محاصرهء قلعه مشغول شد . اما چندان فرصت نيافت كه كارى تواند ساخت ؛ چه ، در آن
هامش
( 1 ) . ق : نهصد و هشتاد و دويم . ( 2 ) . م : 972 . ( 3 ) . م : + صافى .