تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5791

مساهمون:

ص٥٧٩١
و آن حضرت از كمال صبر و شجاعت همچنان بر بالاى اسب تا درگاه دولتخانه آمده فرود آمد و به خوابگاه رفته ، طبيبان حاذق و جراحان صاحب وقوف را طلب فرموده ، و خضر خواجه خان كه از پادشاهزاده‌هاى مغولستان بود و به واسطهء كثرت تجارب در سپاهيگرى در علاج زخم صاحب وقوف بود ، حاضر شده به اتفاق اطبا و جراحان در معالجه شروع نمود . و حكيم الملك به خصوص در معالجه يد بيضا نمود ، در يك هفته علامت صحت ظاهر گشت . و هركس بدانچه در دسترس داشت ، تصدقات به فقرا و مساكين رسانيد . و به واسطهء صلاح و انتظام امور ملك ، رايات جلال در ششم جمادى الثانى عازم آگره شد . و چون هنوز اثر جراحت باقى بود ، در شكارش آن را مطوى گشت . و دار الخلافهء آگره محل نزول موكب همايون گشته ، خلايق و سكّان آن ملك به مراسم شكرگزارى قيام و اقدام نموده ، تصدق بسيار به مستحقّان رسانيدند . و ابو المعالى نخست برگشته گريزان به سر كابل رفت و عرايض به والدهء ميرزا محمد حكيم فرستاده سبق خدمت خود و عنايات حضرت جنت‌آشيانى را در آن مندرج گردانيده و اين بيت را نوشته بود . بيت :
ما بدين در نه پى حشمت و جاه آمده‌ايم * از بد حادثه اينجا به پناه آمده‌ايم
و كابليان بعد از مشورت در جواب نوشتند ، مصرع : « كرم نما و فرود آى [ كه ] خانه خانهء تست » . و ابو المعالى به اعزاز تمام به كابل درآمده صاحب اختيار امور ملك و مال شد . و به تحريك بعضى از مردم كابل كه به عرض والدهء ميرزا حكيم رسانيدند كه در حدّ مغولستان سلاطين آنجا كه از نژاد جغتاى خان‌اند با آبا و اجداد ابو المعالى خويشى كرده‌اند ، همشيرهء ميرزا حكيم در نكاح او درآمد . و آن بىباك سفّاك چون به غايت اعتبار رسيد ، از بيگم و منسوبان مطلقا حسابى نمىگرفت . و طالبان فتنه از هرطرف نزد ابو المعالى جمع آمدند ، مثل سوكون ، ولد قراچه خان و شادمان و غير ذلك . و به او خاطرنشان كردند كه « تا بيگم در حيات است ، اين اعتبارمدارى ندارد و عن قريب مثل فضيل و ابو الفتح و شاه ولى اتكه قصد قتل تو خواهند كرد . لا جرم ابو المعالى به قصد قتل بيگم - كه به تازگى كمال احسان نسبت به او به جاى آورده بود - از كمال بىمروتى كمر سعى بر ميان جان بست . روزى فرصت يافت به اتفاق سوكون و قاضىزاده نام شخصى از دو راه [ 702 الف ] به حرمسراى بيگم درآمد . سوكون كه به راه ديگر رفته بود ، عورتى ديگر را به غلط به قتل آورد . و چون دانست كه غلط كرده است خود را به ابو المعالى رسانيد . و به اتفاق به در خانه‌اى كه بيگم در آنجا بود رفتند . و بيگم از كمال شجاعت در را محكم كرده پشت به آن داد . و آن هر
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5791 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى