تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5741

مساهمون:

ص٥٧٤١
اسماعيل ميرزا را از هرات طلبيده حكومت آنجا را به دستور سابق به سلطان محمد ميرزا مرحمت نمود . و سوندك بيگ قورچى باشى همراه سلطان محمد ميرزا به هرات رفت و در اواخر جمادى الأول اسماعيل ميرزا را از هرات بيرون آورده و به راه يزد متوجه اردوى شاهى گشت . و معصوم بيگ صفوى كه وكيل مطلق العنان پادشاه ايران بود ، تا ساوه به استقبال اسماعيل ميرزا رفته او را از همانجا به قلعهء قهقهه برد تا آخر ايام سلطنت شاه طهماسب ، اسماعيل ميرزا در همان قلعه محبوس بود . و اردوى قزلباش عزيمت ييلاق سهند نموده از آنجا به تبريز رفت . و قاضى محمد ، ولد قاضى مسافر كه در ضبط تبريز مساعى جميله به تقديم رسانيده بود ، به سعى غمازان گرفتار شده در قلعهء الموت « 1 » محبوس گشت . و محمد خان تكلو كه منصب لله‌گى شاهزاده حاكم هرات داشت ، در هفتم شوال اين سال درگذشت ، و قزّاق خان ولد ارشد او به جاى پدر منصوب شد ، « 2 » و اردوى قزلباش به وقت قزلباش به قزوين آمد ، و مير تقى الدين محمد حيدر « 3 » ديگر باره در اين سال منصب صدارت يافت . و عبد الرشيد خان ، حاكم كاشغر و توابع در اين سال به فراغت گذرانيد ؛ چه سلاطين شيبانى كه منازع او بودند ، به يكديگر بعد از فوت براق خان مشغول شدند . و عبد الرشيد خان آسوده خاطر شد . چنان كه گفته‌اند . بيت :
چو دشمن به دشمن شود مشتغل * تو با دوست بنشين به آرام دل
و چون از احوال عبد الرشيد خان و فرزندانش بعد از اين چيزى كه لايق نوشتن باشد معلوم نبود و تحقيق سنه نيز نشد ، مجملى از احوال او و فرزندانش لغايت سنهء نهصد و نود و هشت « 4 » هجرت كه سال تحرير اين تاريخ است ، در همين محل نوشته مىشود . عبد الرشيد خان در بيست و پنج سالگى به سلطنت رسيد . و سى و سه سال ، حاكم ملك
هامش
بدون اعتنا به عقد قرارداد صلح آماسيه به خاك ترك‌ها حمله‌ور شوند . شاه طهماسب نگران اين بود كه مبادا پسرش با اين كارهاى ناشايست او را با باب عالى درگير مشكلاتى تازه خواهد نمود . - والتر هينتس ، شاه اسماعيل دوم ، ص 34 به بعد . ( 1 ) . ق : ايوب . ( 2 ) . روضة الصفويّه ( ص 547 ) : « و در روضهء رضوان در جنب متابعان و شيعيان على بن ابى طالب ( ع ) قرار گرفت و ولد ارشد وى . . . به لقب خانى و تشريف خاص جهانبانى سر عزّتش و سپهر دوّار رسيد . » ( 3 ) . م : صدر . ( 4 ) . م : سنهء ثمان و تسعين و تسعمائه .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5741 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى