دست لشكر منصور درآمد . و اردوى بزرگ كوچبركوچ به دهلى كه دار الملك هندوستان است ، رفت .
و در اين سال براق خان ، حاكم ماوراء النهر و تركستان كه به نهايت استقلال رسيده بود و عدد لشكرش از دويست هزار زياده بود در تاشكند كه اكثر اوقاتش آنجا مىگذشت ، به اجل طبيعى فوت شد ، و بابا خان و درويش خان ، پسرانش تاشكند و تركستان و سمرقند را متصرف گشتند . درويش خان در تاشكند و تمام تركستان به جاى پدر به سلطنت نشست ، و بابا خان سمرقند را متصرف گشته در آنجا به حكومت مشغول شد . و در بخارا برهان خان بن عبد الرحيم سلطان بن عبيد الله خان [ 690 الف ] دعوى استقلال نموده آن مملكت را ضبط نمود . و در بلخ پير محمد خان بن جانى بيگ سلطان حاكم مطلق العنان گشت و هرج و مرج به احوال مملكت براق خان راه يافت .
و در اين سال عبد الله خان بن اسكندر خان بن جانى بيگ سلطان كه برادرزادهء پير محمد خان بود و در نواحى شبرغان و اندخود به او فى الجمله اولكاى داده بود ، بعد از فوت براق خان به اتفاق پسر عمّش ، خسرو سلطان لشكرى جمع آورده به عزم تسخير سمرقند رفت .
و بابا خان تاب مقاومت نياورده در سمرقند متحصّن شد و كس پيش برادرش درويش خان به تركستان فرستاد و التماس مدد كرد . و درويش خان با قريب پنجاه هزار سوار متوجه جنگ ايشان شد . و عبد الله خان غالب آمده ، درويش خان بگريخت و اكثر امرا و لشكرش كشته شدند .
بعد از فتح ، بابا خان كه به كمك برادر از سمرقند بدرآمده بود ، به معركهء جنگ رسيد . و عبد الله خان و خسرو سلطان با آنقدر مردمى كه نزد ايشان مانده بودند ، متوجه جنگ بابا خان شدند . بابا خان چون شنيد كه برادرش به اقبح وجهى منهزم گشته ، تاب مقاومت نياورده از عقب برادر به جانب تاشكند بدر رفت ، و بسيارى از مردم او گرفتار و كشته شدند . و عبد الله خان را در يك روز اينچنين دو فتح عظيم دست داد . و برهان خان ، حاكم بخارا كه او نيز به كمك بابا خان مىآمد و نزديك به سمرقند رسيده بود ، چون خبر اين دو فتح را شنيد ، برگشته به بخارا رفت و سمرقند به تصرف عبد الله خان درآمد .
و شاه طهماسب پادشاه ايران در نوروز اين سال به واسطهء استماع بعضى اخبار موحش ، « 1 »
هامش
( 1 ) . ذكر جزئيات اقدامات خطرناك اسماعيل ميرزا در منابع فارسى نيامده است . والتر هينتس از قول سياحان ايتاليايى اشاره به اين دارد كه اسماعيل ميرزا بدون اجازهء شاه به امراى طوايف و عشاير قزلباش نامه نوشته و از آنها خواسته است