تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5738

مساهمون:

ص٥٧٣٨
مراجعت نمايد و عبدى و جميع افغانان يك جا شوند و دفع‌شان در كارى در ميان افتد . القصّه ، با قريب به سه هزار فيل مست كه به سال‌هاى دراز در هندوستان آن‌قدر فيل خوب يك جا نشان نمىدهند و لشكرى از قياس و شمار افزون به عزيمت محاربت روان شد و نخستين چيزى كه به او رسيد ، به تاراج رفتن توپخانه و آتشخانه بود ، غرورش را كينه نيز همراه شده به‌سان خوك تير خورده سر پيش افكنده روان شد و صفوف خود را مرتب ساخت . و چون اعتماد و اعتضاد بسيار بر فيلان و فيلبانان - كه فى الواقع لايق آن بودند - داشت ، هركدام از فيلان نامى را به فيلبانان مردانه سپرد ، و فى الواقع در جنگ فوج فيلى به لشكرى برابر است . و امراى منقلاى الوس جغتاى در حدود پانىپت خبر قرب وصول مخالف شنيدند . و در صباح جمعه دويم محرم كه رسيدن هيمو به تحقيق پيوست بعد از ارسال عرايض به اردوى بزرگ كه به پنج كروهى پانىپت بود به تسويهء صفوف پرداخته مستعدّ قتال و جدال شدند و از طرفين مردان مرد [ 689 ب ] و طالبان نبرد به قصد يكديگر روان گشته ، داد مردى و مردانگى دادند . سپاه ظفرپناه مغول به انتقام جنگ سابق فدايىوار بر مخالفان حمله برده تا غالب مطلق نشدند ، آرام نگرفتند . هيمو كه در اين روز بر فيلى كوه پيكر عفريت منظر بتواى نام سوار بود ، چون آثار ضعف بر وجنات احوال سپاه خود مشاهده نمود ، با فيل بسيار به يك بار به ميان افواج درآمد و حركت ايمه نوجى آغاز كرد . نخست به واسطهء هجوم فيلان ، مردم جوانغار سپاه ظفر پناه فى الجمله متفرّق گشتند و ديگرباره جمع آمده دست به تيراندازى گشودند و سلك جمعيت فيلان و فيلبانان را از يكديگر گسيختند . هيمو چون درياى بلا را به خود محيط ديد ، متوجه قلب لشكر فيروزى اثر ، كه محل قرار خان زمان بود گشت . بهادران لشكر منصور به استقبال حمله او رفته فدايىوار به مدافعه مشغول شدند . در اين وقت تيرى از شست قضا بر چشم هيمو رسيد . جمعى كه به او همراه بودند ، سراسيمه شده متفرق گشتند و نسيم فتح و فيروزى بر پرچم علم امراى الوس جغتاى وزيده ، افغانان شكست فاحش يافتند و شاهقلى خان به فيلى كه هيمو بر آن سوار بود رسيد و غافل از آنكه مركوب هيمو است ، به قصد آنجا عزيمت فيل و فيلبان نمود . فيلبان را حفظ جان بر خبر دادن از حال هيمو بازداشت . شاهقلى خان از مساعدت بخت خوشحال گشته فيل و فيلبان و هيمو را از ميان معركه به كنار آورده عازم اردو شد . و ديگر امرا به رسم تعاقب روان شدند . و چندان از مخالفان به قتل آوردند كه محاسب وهم از تعداد كشتگان عاجز آمد ، و غنيمت بسيار به دست آورده مظفر و منصور مراجعت نمودند . و حضرت پادشاه گيتىستان كه در پنج كروهى جنگگاه از قرب وصول دشمن آگاه شده