ذكر وقايع سنهء نهصد و شصت و چهار هجرى [ موافق سال نهصد و پنجاه و چهارم « 1 » از رحلت « 2 » خير البشر ] مطابق سال دويم الهى « 3 »
در عهدى كه زمانه دست گيتىستانى مطلق گرداند و در قرنى كه فلك پاى صاحبقرانى در ميان آرد ، اسباب انتظام امور دولت ابد پيوند بر وجه اتمّ و اكمل مهيا گرداند . آنچه در نظر ظاهربينان كوتهانديش از موجبات تعرض نمايد ، بيماران علت تامه كمال اقبال و سبب حصول آمال و امانى سازد . تعالى بناى تازه دولتى اگر به واسطهء كمال ارتفاع فى الجمله شكستى . . . « 4 » نشيب راه يابد ، چون آن شكست دليل استوارى و دوام بقاست ، دل دوست و دشمن در حقيقت . . . آمده .
در آخر سال گذشته بردى بيگ خان كه اعاظم امراى الوس جغتاى بود ، با هيمو جنگ بىصرفه كرده شكست يافت . بدين جهت هيمو به غايت مغرور شده به وقتى كه رايات كشورگشايى اكثرى در كتمان حفظ و تأييد الهى به دفع او متوجه شد ، غرور جنگ سابق ، بلكه اجل گريبانگير او شده به كشتنگاه خود شتابان شد و همان جنگ كه به حسب ظاهر موجب خوشحالى او شده بود و به عينه حكم خانه روشنى طبيعت مغلوب و شعلهء خس داشت ، باعث غرورى كه علّت قتلش على اسرع الحال بود ، شد ؛ چه ، اقرب احتمالات اگر آن جنگ علت غرورش نمىشد آن بود كه با خيل و حشم و فيل و علم به طرف جونپور بود ،
هامش
( 1 ) . م : نهصد و هفتاد و چهارم .
( 2 ) . م : 964 .
( 3 ) . م : شاهى . در خصوص « اين الهى » در صفحات آتى توضيحى ارائه شده است .
( 4 ) . يك كلمه ناخوانا .