نواحى پرهاله به ملازمت آورند . و آن حضرت از كمال مروت در مقام عفو درآمد . و لشكريان و امراى الوس جغتاى كه به واسطهء مخالفت ميرزا كامران انواع محنت و پريشانى كشيده بودند ، اتفاق كرده نزد آن حضرت آمدند كه « بقاى عرض و ناموس ايل و الوس در فناى ميرزا منحصر است . »
و آن حضرت هرچند ايشان را تسلى كرد ، سودى نداد ؛ چه ، مكررا خلاف عهد از ميرزا كامران مشاهده نموده بودند . لاجرم آن حضرت به نابينا ساختن او رضا داد و على دوست و سيّد محمد پكنه و غلامعلى شش انگشت به نيشتر چشم ميرزا را از حليهء بينايى عاطل گردانيدند . و ميرزا بعد از اين واقعه ( به مضمون :
خواجگان در زمان معزولى * همه شبلى و بايزيد شوند ) « 1 »
ارادهء رخصت سفر حجّ خواست « 2 » و با اسباب سفر به موجب دلخواه ( روانهء سفر حج شد ) « 3 » و ايام حياتش در اين سفر به نهايت رسيد . « 4 »
و آن حضرت به پاى قلعهء رهتاس آمد و به عرض رسيد كه پيرانه نام شخصى در آن كوهستان به واسطهء محكمى مقام تا غايت به هيچيك از سلاطين افغان سر فرود نياورده و اكنون اموال و اهل و عيال خود را محكم كرده به خاطر جمعى نشسته است . آن حضرت به قصد او روان شدند . و بعد از جنگ بسيار ظفر يافته بسيارى از مخالفان را به قتل آوردند و غنيمت بسيار به دست لشكريان درآمد . و آن حضرت عزيمت تسخير كشمير فرمود .
امرا به عرض رسانيدند كه « چون سليم خان افغان به غايت قوى و صاحب سامان است ، مبادا كه چون به كوهستان كشمير درآمده شود ، قبل از فتح فوج افغان راه بيرون آمدن را محافظت نمايد و كشمير نيز به تصرف درنيايد و كار مشكل شود . » آن حضرت از غايت علو همت ملتفت به سخنان ايشان نشد . اما به وقت كوچ امرا و لشكريان كه به رفتن كشمير راضى نبودند ، به يك بار به جانب كابل روان شدند . و آن حضرت چون مطلع شد كه هيچكس به اين يورش راضى نيست ، به طرف كابل معاودت فرمود و از آب سند عبور فرموده به تعمير قلعهء بلگرام اشارت فرمود . و جميع لشكريان به جدّ و جهد تمام در اندك وقتى
هامش
( 1 ) . م : مطلب بين ( ) را ندارد .
( 2 ) . م : يافته .
( 3 ) . م : ( روان شد ) .
( 4 ) . مولانا قاسم كاهى ماده تاريخ مرگ ميرزا كامران را در اين بيت يافته :گفت تاريخ او چنين ، كاهى * « پادشه كامران به كعبه بمرد »مجموع حروف مصرع بر حسب ابجد 965 است كه يكى اضافه است ، زيرا تاريخ فوت ميرزا كامران 964 است . - منتخب التواريخ ، ج 1 ، ص 452 .