ناچار نزد او رفت و به اتفاق به كابل آمدند . و ميرزا كامران در راه خبر از رفتن حاجى محمد خان به كابل شنيده به پيشاور مراجعت نمود . و حضرت جنّت آشيانى از لمغانات به كابل مراجعت نمود . و چند روز قبل از آنكه آن حضرت به كابل درآمد ، حاجى محمد خان از كابل گريخته به غزنين رفت . و آن حضرت از كابل بيرام خان را با اكثر امرا به دفع او فرستاد .
و حاجى محمد خان ديگر باره به اتفاق بيرام خان به درگاه آمده نوازش يافت . و ميرزا عسكرى را حسب الحكم خواجه جلال الدين محمود به بدخشان برده به ميرزا سليمان سپرد كه از راه بلخ رخصت توجه مكّه نمايد . و ميرزا سليمان او را به بلخ فرستاد . و ايام حيات ميرزا عسكرى در اين سفر به نهايت رسيد . « 1 » و ميرزا كامران را افغانان در ميان نگاه داشته در مقام جمع لشكر بودند . آن حضرت ديگر باره بالضروره عازم دفع او گشت . و حاجى محمد خان در اين يورش به جهت كثرت جرايم با برادر به قتل رسيد . و در خيرباز « 2 » ميرزا كامران به اتفاق افغانان بر اردوى آن حضرت شبيخون آورد . و ميرزا هندال در اين شب به شهادت رسيد . « 3 » و ميرزا كامران كارى نساخته ، منهزم شد و خيل و حشم ميرزا هندال را آن حضرت به شاهزادهء عالميان جلال الدين محمد اكبر ميرزا مرحمت فرموده غزنين و توابع را به اقطاع او مقرر ساخت .
و ميرزا كامران و افغانان بعد از آنكه آن حضرت به قصد ايشان روان شد ، محافظت نتوانستند كرد . و او از همه جا مأيوس شده به هندوستان گريخت و تمام ايل و الوس افغانان فهمند و خليل به تاراج رفت و آن حضرت به كابل مراجعت كرد . و بعد از چند روز كه لشكريان آسوده شدند ، از راه بنگش و گرديز عزيمت هندوستان فرمود . و تمام متمرّدان كه در اطراف و جوانب راه بودند ، تأديب بر اصل يافتند و از ميانهء دنكوت و نيلاب آن حضرت از آب سند عبور فرمود .
و ميرزا كامران چون از سليم خان ، حاكم هندوستان به واسطهء بدسلوكى آزردهخاطر شد گريخته به كوهستان پنجاب درآمد و به سعى بسيار خود را به ولايت سلطان آدم ككر رسانيد .
و سلطان آدم او را محافظت كرده حقيقت به درگاه عرضه داشت كرد . و آن حضرت او را نوازش كرده حكم فرمود كه منعم خان به منزل سلطان آدم رفته به اتفاق ميرزا كامران را در
هامش
( 1 ) . بدائونى مرگ ميرزا عسكرى را در وادى منطقهاى ميان شام و مكّه ضبط كرده و « عسكرى پادشاه در يادل » را مادّه تاريخ اين واقعه دانسته است . - منتخب التواريخ ، ج 1 ، ص 454 .
( 2 ) . م : خربار .
( 3 ) . « شبخون » ماده تاريخ حملهء شبانهء ميرزا كامران است كه برابر است با 958 و شاعرى مرگ ميرزا هندال را در اين بيت يافته است :خرد تاريخ فوتش جست و گفتم * دريغا مرد شمعى از شب خون [ - 958 ]( پيشين ) .