تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5679

مساهمون:

ص٥٦٧٩

ذكر وقايع سنهء نهصد و پنجاه هجرى [ موافق سال نهصد و چهلم از رحلت « 1 » خير البشر ]

در اين سال در ييلاق نهاوند همدان شاه طهماسب شهريار ايران بىحضور شد ، و اطبّا در معالجه سعى بسيار نموده آن مرض كه به غايت صعب بود به صحت مبدل گشت . و چون الوس كلهر به واسطهء استحكام محل توطّن كما ينبغى اطاعت نمىكردند ، عبد الله خان و شاه على سلطان به تأديب ايشان روان شدند و بر ايشان ظفر يافته ، آنچه در آن الوس بود به تاراج حادثات رفت . و اردو به قشلاق قزوين رفت و غازى خان تكلو را كه مكررا كفران نعمت نموده بود در محمود آباد شروان حسب الحكم ، القاص ميرزا به قتل آورد . و مصطفى بيگ ، برادرش نيز با اتباع او به قتل رسيدند . و [ 677 الف ] حضرت جنت‌آشيانى در اين سال به جانب قندهار روان شد . و ميرزا شاه حسين ارغون به ميرزا عسكرى و كامران ميرزا كس فرستاده اعلام نمود كه پادشاه به قندهار روان شد . و ميرزا عسكرى كه در قندهار بود ، كفران نعمت نموده در مقام مخالفت درآمد و چون اردوى حضرت پادشاه نزديك به شال مستان « 2 » رسيد با جمعى كثير به قصد آن حضرت ايلغار نمود و به واسطهء خبرگيرى و تحقيق راه شخصى را كه به چولى اوزبك « 3 » موسوم بود
هامش
( 1 ) . ق : ذكر وقايع سنهء 953 هجرت موافق سال 943 رحلت ؛ م : بياض . ( 2 ) . اين محل در ديگر منابع هندى به صورت‌هاى گونه‌گون ضبط شده است . منتخب التواريخ بدائونى ( ج 1 ، ص 442 ) : شال مشانگ ؛ طبقات اكبرى ( ج 1 ، ص 57 ) : سال زمستان ؛ تاريخ فرشته ( ج 1 ، ص 411 ) : سال وهسنان ؛ تذكرهء همايون و اكبر ( ص 7 ) : شال و مستون ؛ و اكبرنامه ( ج 1 ، ص 280 ) : شال ؛ تاريخ شاهى ( ص 7 ) : سال زمستان . ( 3 ) . منتخب التواريخ ( ج 1 ، ص 443 ) : چولى بهادر نام اوزبكى .