تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5678

مساهمون:

ص٥٦٧٨
رسانيد كه « صدق قول من وقتى بر خان ظاهر مىشود كه چشم اين باز را گشوده به اين مجلس درآورند ؛ چه ، گمان من اين است كه به طلب به دست من خواهد آمد . » و چون باز را به مجلس درآورده چشم گشودند و جبار بردى طلب نمود ، باز به مقتضاى عادت قديم به دست او رفت و موجب تعجب حضار گشت . و منصور خان بعد از قتل او ، ديگر از طرفان و حابس سفر نكرد . و سلطان محمود ، حاكم گجرات چون از بدسلوكى دريا خان به تنگ آمد ، به وقت فرصت از او جدا شده نزد عالم خان رفت . و دريا خان به غايت مضطرب شده كس به طلب خويشان خود فرستاد . و محافظ خان كه حاكم جانپانير بود ، از ولايت خود با سه هزار سوار به او ملحق گشت . و در اواخر جمادى الآخر « 1 » سنهء نهصد و چهل و نه « 2 » عبد اللطيف خان بر كوچم خان كه در ماوراء النهر نام پادشاهى داشت ، به مرض استسقا در سمرقند فوت شد . و چون براق خان بن سونجك خان ، حاكم تاشكند از ديگر سلاطين شيبانى به سال بزرگتر بود ، به قاعدهء تورهء چنگيز خان به پادشاهى معيّن گشت و خطبه و سكّه به نام او شد .
هامش
( 1 ) . م : جمادى الأول . ( 2 ) . م : سنهء تسع و اربعين و تسعمائه .