تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5673

مساهمون:

ص٥٦٧٣

ذكر وقايع سنهء نهصد و چهل و نه هجرى [ موافق سال نهصد و سى و نهم « 1 » از رحلت خير البشر ]

در اين سال شهريار ايران شاه طهماسب صفوى متوجه خوزستان شد و ظاهر دزفول محل نزول همايون شد . و ابو الفتح افشار به حكومت آنجا تعيين يافته ، اردوى بزرگ به قشلاق قم مراجعت نمود . و از بلخ و بخارا عبد العزيز خان ، ولد عبيد الله خان . . . « 2 » و كشتن قراسلطان ، ولد جانى بيگ ايلچيان فرستاده اظهار يكجهتى كردند . و حاجى آقا مهماندار بعد از رخصت ايلچيان به همراهى ايشان به ايلچيگرى رفت . و حضرت جنت آشيانى سرحدّ ولايت راى مالويد انتظار معاودت اتگه خان داشت . و راى مالديد چون از وصول آن حضرت آگاه گشت و خبر يافت كه جمعى قليل به آن حضرت همراه‌اند ، انديشه‌مند شد ؛ چه ، در خود طاقت مقاومت شير خان از كم‌همتى و عدم شجاعت نمىيافت . و شير خان نيز ايلچى به مالديو فرستاده وعد و وعيد بسيار نموده بود . و راى مالديو از كمال بىمروتى بر آن قرار گرفت كه آن حضرت را اگر تواند ، به دست آورده به خصم سپارد ؛ چه ، ولايت ناگور و توابع را شير خان به او وعده كرده بود . و اگر به دست آوردن ممكن نباشد ، به ولايت خود راه ندهد كه شير خان از او آزرده‌خاطر نشود . و جمعى كثير به اين نيت به جانب آن حضرت روان كرد . و اتگه خان را به واسطهء آنكه آن حضرت را غافل سازد ، رخصت فرمود . اتگه خان از طرح و طرز ما فى الضمير او را فهميده مراجعت نمود . و يكى از كتابداران آن حضرت كه به وقت شكست از هندوستان نزد مالديو رفته بود ، در
هامش
( 1 ) . ق : نهصد و پنجاه و نه . ( 2 ) . جاى يك كلمه در نسخ بياض است .