پادشاه ظاهر گشت كه هرچند اينجا توقف واقع مىشود ، مردم جدا شده نزد ميرزا يادگار ناصر مىروند . و او به غايت بىآزرم است . آخر الأمر قباحتى خواهد كرد .
لاجرم به جانب ولايت مالديو كه يكى از زمينداران معتبر هندوستان بود و در آن ايام به قوت ، او از هندوان ديگر زيادتر بود ، روان شد ؛ چه ، مكررا مالديو عرايض فرستاده اظهار اطاعت و امداد در تسخير هندوستان نموده بود . و به راه جيسلمير « 1 » اردو متوجه ولايت مالديو گشت . و حاكم جسيلمير خاك بىمروتى بر فرق خود بيخته جمعى را بر سر راه آن حضرت فرستاد . و جمعى قليل كه به آن حضرت همراه بودند جنگ كرده آن جماعت را به اقبح وجوه منهزم گردانيدند . اما جمعى از اين طرف زخمدار شدند . و آن حضرت ايلغار فرموده به ولايت مالديو رسيد و اتگه خان را نزد مالديو به جودپور « 2 » فرستاد و چند روز در همان منزل توقف فرمود .
و ميرزا هندال چون به قندهار نزديك شد ، قراچه خان به استقبال بيرون آمده شهر قندهار را تسليم نمود . و ميرزا كامران بر اين معنى اطلاع يافته متوجه قندهار گشت و چهار ماه قلعهء قندهار را محاصره نمود . و ميرزا هندال مضطرب شده به صلح بيرون آمد . و قندهار را ميرزا كامران به ميرزا عسكرى داده ميرزا هندال را به غزنين آورد . و بعد از چند روز [ 675 ب ] غزنين را نيز از او تغيّر نمود . و ميرزا هندال چون دانست كه ميرزا كامران در مقام نفاق است به ضرورت ترك سلطنت كرده در كابل منزوى گشت . و ميرزا كامران در كابل و قندهار و غزنين مستقل شده خطبه به نام خود خواند .
و حاكم گجرات ، سلطان محمود در اين سال ملقّب به دريا خان بود و اختيار جميع امور ملك و مال دريا خان داشت .
و در ماوراء النّهر ، عبد اللطيف خان حاكم بود . و در ياركند و كاشغر ، عبد الرشيد خان حكومت نمود . و در طرفان و حابس منصور خان فرمانده بود . و دار السّلطنهء هندوستان در تصرف شير خان افغان بود .
هامش
( 1 ) . ق : خلمير .
( 2 ) . م : خودپور .