تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5670

مساهمون:

ص٥٦٧٠
اظهار فرمود . و ميرزا يادگار ناصر از آب گذشته به اردوى آن حضرت آمد و بعد از مشورت بسيار مقرر شد كه ميرزا يادگار ناصر در بكر باشد و حضرت جنت آشيانى متوجه تسخير تته شوند ؛ چه ، از ميرزا شاه حسين در اين مدت آثار اتفاق و دولت‌خواهى مطلقا ظاهر نشد . و آن حضرت چون متوجه تته گشت جمعى كثير از لشكريان جدا شده در بكر توقف نمود . و ميرزا يادگار ناصر قوت گرفت ؛ چه ، در آن سال به مزروعات ولايت بكر از آفات سماوى و ارضى نقصانى نرسيده بود . و حضرت جنت‌آشيانى كوچ‌بركوچ به نواحى قلعهء ساهوان رفت . و جمعى از سپاهيان كه در كشتى بودند ، در نزديكى قلعه از كشتى بيرون آمده بر بعضى مردم كه از قلعه بيرون آمده بودند حمله كردند و ايشان طاقت نياورده به قلعه درآمدند و آن جماعت برگشته به ملازمت آن حضرت آمدند و تسخير قلعه را در نظر آن حضرت به غايت سهل و آسان [ فرا ] نمودند . و آن حضرت از آب عبور فرموده قلعهء ساهوان را محاصره فرمود . اما قبل از رسيدن جمعى از امرا ، ميرزا شاه حسين به قلعه درآمده بدانچه مقدور بود ، در استحكام قلعه سعى نمودند . و ميرزا شاه حسين ارغون چون از توجه آن حضرت و محاصرهء قلعه اطلاع يافت به كشتى درآمده نزديك به اردو رسيد . و راه آمد و شد غله به اردوى آن حضرت مسدود گشت . و كار بر لشكريان به غايت دشوار شد . چنان كه اكثر مردم به گوشت حيوانات اوقات مىگذرانيدند . و قريب به هفت ماه مدّت محاصره امتداد يافت و فتح ميسر نشد ، لاجرم كس نزد ميرزا يادگار ناصر به بكر فرستاده شد كه « فتح قلعه موقوف به آمدن شماست ؛ چه ، اگر به جنگ ميرزا شاه حسين و دفع او متوجه شويم ، مردم قلعه خلاص مىشوند ، و الّا به واسطهء بىغلّه‌گى توقف ممكن نيست . و كار به قلعه‌گيان به دشوارى رسيده است . از آن طرف شما به طرف ميرزا شاه حسين روان شويد كه او طاقت مقاومت ندارد . » و ميرزا يادگار ناصر نخست جمعى از لشكريان خود را به مدد فرستاد . امّا آمدن آن جماعت سودى نكرد . و ديگرباره كس به طلب ميرزا رفت . و عبد الغفور نام شخصى كه ميزبان آن حضرت بود به آوردن ميرزا تعيين [ 675 الف ] « 1 » گشت . و عبد الغفور چون نزد ميرزا يادگار ناصر رفت سخنى چند كه نمىبايست گفت ، گفت . و ميرزا يادگار ناصر و لشكريانش صلاح خود در توقف ديگر ندانستند و ميرزا شاه حسين نيز كس نزد ميرزا يادگار ناصر فرستاده در مقام فريب درآمد و وعدهء اطاعت و دختر دادن و خطبه به نام ميرزا خواندن پيغام كرد . و ميرزا از كمال سادگى از او فريب خورده با حضرت جنت آشيانى در مقام مخالفت درآمد .
هامش
( 1 ) . برگ 674 ب كلا بياض است .