تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5596

مساهمون:

ص٥٥٩٦
جسرى « 1 » درآمدند . و محبعلى راه يافته ، برآمد و التو به جاى [ ى ] كه راه خوبى نبود افتاد . چون ديد كه غنيم نزديك است از همانجا اسب پاشنه كرد . اسب جسته ، برآمد . اما تنگ اسب گسسته ، زين اسب از ته التو بدر رفت و او يال اسب را گرفته برآمد . چون ياغى ديد كه ايشان از جسر گذشتند ، برگشتند . و آن دو كس به ملازمت پادشاه آمده قضيه را عرض كردند . روز ديگر كه بر سر شهيدان رفتند ، ديدند كه همه شهيد شده‌اند و همه زخم بر رو و طرف پيش واكرده . و ايشان را به خاك سپردند . و به مجرد رسيدن محبعلى ، طاهر تبرى طغايى ، محبعلى بر قلب كفار تاخت و كسى به مدد او رسيده شهيد شد . و محبعلى به نفس خود حمله كرد . و در اثناى گير و دار از اسب پياده گشت و التو بيك به مدد او رسيده او را از معركه بيرون آورد . و فوج محبعلى نيز گريزان شد و به وقت تعاقب كفار محمد على جنگ جنگ رسيد . و كافران را چون چشم بر محمد على جنگ جنگ افتاد مراجعت كردند . و چون لحظه‌به‌لحظه خبر استيلاى مخالف به آن حضرت مىرسيد ، به نفس نفيس سلاح جنگ پوشيده قريب به يك كروه به تعجيل رفت . و لشكريان كه پيشتر رفته بودند ، مراجعت نموده خبر معاودت مخالف رسانيدند . و در همان مقام در كنار كول اين نزول واقع شد . و به واسطهء اين حروب كه به وجه دلخواه واقع نشد دغدغه و تردد بسيار در خاطرها پيدا شد . و در واقعات مرقوم قلم خجسته رقم آن حضرت شده است كه « از هيچ كس سخن مردانه و رأى دليرانه شنيده نمىشود . مولانا محمد شريف منجم سبب زيادتى خوف مردم شد ؛ چه ، به هركس كه مىرسيد مىگفت كه در اين ايام مريخ به طرف مغرب است . و هركس از اين طرف جنگ كند ، البته مغلوب مىشود . و به يكبارگى بيدلان دل‌شكسته شدند . و بدين سخنان پريشان گوش نكرده مستعد جنگ شديم . » تا اينجا ترجمهء عبارت او است . و در اين ايام آن حضرت از ارتكاب مناهى توبهء نصوح فرمود ، تمغاى مسلمانان را بخشيد و جميع امرا و جوانان لشكر را طلب نموده گفت كه « از زيستن به بدنامى ، مرگ به نيكنامى ، بسيارى بهتر است : ( من را نام بايد ، كه تن مرگ راست ) « 2 » سعادتى چنين ميسر شده است كه كشته شهيد و كشنده غازى است . اكنون همه سوگند مىخوريم كه هيچ كس از اين معركه برگشتن بر خاطر نگذراند . » پس مجموع به رغبت تمام به كلام ملك علام قسم ياد نمودند كه از اين معركه اگر فتح ميسر نشد ، زنده بيرون نيايند . و افغانان اطراف و نواحى چون از توجه راناسانكا و مشعولى آن حضرت به رفع او آگاه
هامش
( 1 ) . م : حبرى . ( 2 ) . م : مصرع بين ( ) را ندارد .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5596 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى