آن حضرت از مهمات آن طرف جمع شد ، به موجب حكم حضرت پادشاه كه به جهت نزديكى راناسانكا به طلب او رفته بود ، از راه اگره و بانكپور معاودت نموده از گنگ عبور فرمود . و عالم خان ، حاكم كالپى در نواحى كالپى به ملازمت شاهزاده آمد . و در يكشنبه سيم ربيع الآخر به شرف ملازمت پادشاه مشرف شد . و مهدى خواجه در اين ايام پىدرپى كسان از بيانه فرستاده خبر نزديك رسيدن راناسانكا اعلام نمود . و حسن خان ميواتى نيز با راناسانكا اتفاق كرد .
آن حضرت جمعى را به سردارى محمد سلطان ميرزا به بيانه فرستاد و به نفس خود روز دوشنبه نهم جمادى الأول ترتيب غزاى راناسانكا از مستقر حكومت كوچ كرد . و چون بر امراى هندوستان كه در اين ايام نوكر شده بودند چندان اعتمادى نبود ، هريك را به خدمت يكى از سرحدها فرستاد . و راناسانكا نزديك به بيانه رسيد . و قراولان كه از بيانه به خبرگيرى رفته بودند ، فرصت خبر رسانيدن بلكه به قلعه درآمدن نيافتند . مردم قلعه بيرون آمده جنگ بىصرفه كردند و منهزم به قلعه رفتند . و كته بيگ در اين معركه زخمدار شد . و هركس كه به خبرگيرى مىرفت ، از كثرت و شجاعت كفار خبر مىآورد . و بدين جهت در لشكر آن حضرت اضطرابى پيدا شد . اما آن حضرت از كمال شجاعت مطلقا انديشه نكرده كوچبركوچ به طرف مخالفان روان شد . و امرا را به نوبت به قراولى تعيين فرمود . و عبد العزيز در نوبت قراولى خود با هزار و پانصد كس نزديك به لشكر مخالف رفت و چهار پنج هزار سوار از كفار سوار شده به استقبال عبد العزيز آمد و جنگ عظيم شد و كفار ظفر يافتند .
و اين خبر به آن حضرت رسيده محبعلى خليفه را با نوكران پدرش به كمك عبد العزيز روان فرمود . و بعد از لحظهاى محمد على جنگ جنگ نيز به مدد رفت . طاهر تبرى « 1 » را با هشتاد هزار كس به قراولى فرستاده بودند . و محبعلى بيگ و التو بيك هم همراه رفتند . و اينها در پايان درختى نشسته چيزى مىخوردند . ناگاه گردى پيدا شد . چند كس پيش رفته خبر آوردند كه لشكر راناسانكاست كه مىآيد . طاهر تبرى ، محبعلى بيگ و التو بيك را گفت كه « شما به ملازمت پادشاه برويد . » و دو كس همراه ايشان كرد كه ايشان را به سلامت برسانند .
در اين وقت ياغى [ ى ] از اطراف و جوانب كه آن را تركان ارى منكرى گويند ، درآمدند و طاهر تبرى با مردم خود بر كنار حمله كرده به جنگ درآمدند و چهار پنج كس از هندوان از عقب محبعلى بيگ و التو بيك درآمدند . و آن دو كس كه همراه اينها بودند ، اينها را راهى كرده خود به جنگ رفتند . و چون غنيم نزديك شد [ 660 الف ] محبعلى و التو بيك به
هامش
( 1 ) . ق : بىنقطه .