تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5597

مساهمون:

ص٥٥٩٧
شدند ، هريك فتنه انگيخته ولايتى را متصرف شدند . و جمعى كه در لشكر بودند ، متفرق شدند . هيبت خان به سنبل گريخت و حسن خان به اردوى وان رفته به ميان كافران رفت . و روز سه‌شنبه نهم جمادى الآخر كه روز نوروز بود آن حضرت صف‌ها مرتب گردانيده از ارّابه‌ها كه به زنجيرها برهم بسته بودند به دستور روم پيش‌پيش فوج روان فرمود . و استاد عليقلى ديك‌انداز با جميع تفنگ‌اندازان با ارّابه روان شدند . و آن حضرت به نفس خود به جميع افواج رفته طرح و طرز جنگ و دار و گير به ايشان تعليم فرمود . و يك كروه راه به اين نسق رفته نزول واقع شد . در اين وقت جمعى از مخالفان نمودار شدند . و جوانان صاحب داعيه از لشكر جدا شده جنگ كردند و چند كس از مخالفان به قتل رسيد . و ملك قاسم [ برادر ] « 1 » بابا قشقه در اين روز به غايت آثار شجاعت به ظهور آورد . و به همين قدر در لشكريان قوت و قدرت پيدا شد و يك مرتبه دلير شدند . روز ديگر از اين منزل كوچ فرموده به دستور روز پيش يك كروه راه رفته فرود آمدند . و هنوز فرّاشان خيمه‌ها مهيّا نكرده بودند كه مخالفان با فوج آراسته ظاهر شدند . و چون آن حضرت در واقعات به وقت نقل تفصيل جنگ فتح‌نامه [ اى ] كه به كابل فرستاده بود بجنسه به قلم درآورده بود ، اقتدا به سنّت او كرده نقل آن فتح‌نامه كه مشتمل بر تفصيل جنگ و عدد لشكر مخالف بود ، ثبت افتاد . الحمد اللّه الّذى صدق وعده و نصر عبده و اعزّ جنده و هزم الاحزاب وحده و لا شىء بعده . يا من رفع رعائم الإسلام بنصر اوليائه الراشدين و وضع قوايم الاصناع بقهر اعدائه الماردين فقطع دابر القوم الّذين ظلموا و الحمد لله ربّ العالمين و صلى اللّه على خير خلقه محمّد سيّد الغزاة و المجاهدين و على آله و اصحابه الهداة الى يوم الدين . تواتر نعماء سبحانى باعث تكاثر شكر و ثناى يزدانى است و تكاثر شكر و ثناى يزدانى مورث تواتر نعماء سبحانى . بر هرنعمت شكرى مرتب است و هرشكرى را [ 660 ب ] نعمتى از عقب اداى لوازم از قدرت بشر متجاوز است و اهل اقتدار از استيفاى مراسم آن عاجز على الخصوص شكرى كه در مقابل نعمتى لازم آيد كه نه در دنيا دولتى عظيم‌تر از آن باشد و نه در عقبى سعادتى از آن جسيم‌تر نمايد . و اين معنى جز نصرت بر اقوياى كفار و استيلاى بر اغنياى فجّار كه
أُولئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ
. در بيان « 2 » امثال ايشان باريست نخواهد بود « 3 » و در نظر بصيرت ارباب الباب احسن از آن
هامش
( 1 ) . افزوده از اكبرنامه ( ج 1 ، ص 170 ) . ( 2 ) . ق : در اين سال . ( 3 ) . كذا فى النسخ . نامفهوم است .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5597 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى