تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5599

مساهمون:

ص٥٥٩٩
و در قطرى از اقطار قايد جمعى از كفّار بودند ، به آن كافر همراه شدند . چنان كه صلاح الدين « 1 » سى هزار سوار را ولايت داشت . و راول اودى سنگه با كرى دوازده هزار سوار . و راىميدنى دوازده‌هزار سوار . و حسن خان ميواتى دوازده‌هزار سوار و بهارمل ايدرى « 2 » چهار هزار سوار . و بردىهادا « 3 » هفت هزار سوار . و تردى گنجى « 4 » شش هزار . و بيرم ديو چهار هزار . و بر سنگ ديو چهار هزار سوار . و محمود خان [ ولد ] سلطان سكندر اگرچه پرگنه و ولايت نداشت ، اما ده هزار سوار به اميدوارى سردارى نزد او جمع شده بودند كه مجموع آن مردم به قاعدهء پرگنه و ولايت دو لك و يك هزار باشد . القصّه ، روز شنبه سيزدهم شهر جمادى الثانى سنهء نهصد و سى و سه نواحى موضع كانوه مضرب خيام لشكر اسلام شد و مخالفان ملت محمدى مانند اصحاب فيل فيلان كوه پيكر عفريت منظر را اعتضاد خود ساختند و به آن فيل‌ها هندوان ذليل شده مانند اصحاب فيل :
چو شام اجل جمله مكروه * سيه‌تر ز شب ، بيشر از نجوم
به عزم مقابله به كارزار متوجه اردوى اسلام شعار شدند . غزات لشكر اسلام صفى چون سدّ اسكندر ز آهن خام و مانند طريق شريعت پيغمبرى به استقامت و استحكام آراستند و رعايت خود را مرعى داشته به طريق غزات روم جمله پناه تفنگچيان و رعداندازان كه در پيش سپاه بودند ، صفى از ارّابه ترتيب نموده با يكديگر به زنجير اتصالى داده شد . القصه ، جيوش اسلام چنان انتظام و استحكامى پديد آورد كه عقل پيرو چرخ اثير مدبر و مزيّتش را آفرين كرد . در اين ترتيب و انتظام [ 661 الف ] و تشييد و استحكام مقرب الحضرت السلطانى اعتماد الدوله الخاقانى نظام الدين على خليفه داد سعى و اجتهاد داد ، و همهء تدبيراتش موافق تقدير و جمله سردارىها و كارگزارىهاى او پسنديدهء رأى منير افتاد . و مقر عزت پادشاهى به عواطف الملك المستعان چين « 5 » تيمور سلطان و فرزند اعزّ ارشد منظور نظر حضرت إله سليمان شاه و جناب هدايت‌مآب ولايت انتساب خواجه دوست خاوند و معتمد السّلطنه العليّه و مؤتمن الدولة السنيّه مقرب خاص و زبدهء اصحاب اختصاص يونس على ، و عمدة الخواص كامل الاخلاص شاه منصور برلاس ، و عمدة الخواص زبدهء اصحاب اختصاص درويش محمد ساربان ، و عمدة الخواص و صادق الاخلاص عبد اللّه كتابدار ، و دوست ايشك آقا در محل خود قرار گرفتند .
هامش
( 1 ) . اكبرنامه ( ج 1 ، ص 169 ) سلهدى . و در نسخه‌اى ديگر از آن : سلاح الدين . ( 2 ) . اكبرنامه : بهار يمل ايدرى . ( 3 ) . م : تردى هارا . اكبرنامه : نريت هارا . ( 4 ) . اكبرنامه : ستردى كهجى . ( 5 ) . نسخ : حسين تيمور . اصلاح از اكبرنامه ( ج 1 ، ص 169 ) .