ابراهيم نيز با لشكرى بسيار متوجه دفع او شد و ابراهيم در جنگ ظفر يافته علاء الدين به طرف كابل گريخت و به سعادت ملازمت حضرت فردوس مكانى سرافراز شده آن حضرت را به تسخير هندوستان ترغيب نمود . « 1 »
و حضرت فردوس مكانى كه به بهانهء طلب يورش هندوستان بود ، متوجه لاهور شد و امراى سلطان ابراهيم كه در لاهور بودند ، مثل بهار خان و ميان عطا و بيهكن خان « 2 » و غيره در چهار كروهى لاهور با آن حضرت جنگ كرده شكست يافتند . و تمام امراى لاهور در اين جنگ كشته شدند و لاهور به تصرف حضرت بابر پادشاه درآمد . و عبد العزيز مير آخور به حكومت لاهور مقرر شد و دولت خان لودى را نيز رعايت كرده در لاهور نزد عبد العزيز بازداشت .
و آن حضرت متوجه ديبالپور شده قلعهء ديبالپور را بعد از محاصرهء بيست روز به جنگ گرفت و غنيمت بسيار در اين يورش به دست لشكريان كابل درآمد . و مظفر و منصور به جانب كابل مراجعت نمودند . و دولت خان لودى بعد از مراجعت آن حضرت به افغانان متفق شد و پسر خود ، غازى خان را نزد سلطان ابراهيم فرستاد و اظهار اطاعت و انقياد نمود . و پسر ديگر دولت خان كه دلاور خان نام داشت ، از پدر گريخته به كابل رفت .
هامش
( 1 ) . منتخب التواريخ ( ج 1 ، ص 331 ) : « . . . دولت خان و غازى خان پسرش و ديگر امراى كبار سلطان ابراهيم [ لودى را كه از وى روگردان شده بودند ] عالم خان لودى را در كابل مصحوب عرايض نزد ظهير الدين بابر پادشاه فرستاده ترغيب بر تسخير هندوستان نمودند و . . . » .
( 2 ) . م : بيكن خان .