تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5559

مساهمون:

ص٥٥٥٩

ذكر وقايع سنهء نهصد و بيست و هفت هجرى [ موافق سال نهصد و هفدهم از رحلت خير البشر ] « 1 »

در بهار اين سال عبيد اللّه سلطان از كوچونچى خان رخصت طلبيده با سى هزار سوار و پياده از آب آمويه به قصد تسخير خراسان بگذشت . و امير خان [ موصلو ] كه اتابك شاهزاده طهماسب ميرزا بود چون طاقت مقاومت نداشت و حكام خراسان هريك در ولايت خود بودند ، ناچار حصارى شد . و امير غياث الدين محمد كه از اعيان خراسان بود و منصب صدارت داشت به ضبط دروازهء ملك با برج شهر « 2 » معيّن شد . و مدتى سلطان به ضبط دروازهء عراق مشغول گشت . و همچنين هردروازه و برجى به صاحب اهتمامى سپرده شد . و عبيد الله خان به ظاهر هرات آمده از مراسم تاخت و تاراج دقيقه‌اى فروگذاشت نكرد . و چون امير غياث الدين محمد در زمان سلطان حسين ميرزا و فرزندان او و شيبك خان معزز و محترم بود و شاه اسماعيل نيز او را رعايت بسيار مىكرد ، اكثر رعايا و عوام الناس خراسان مطيع و منقاد او بودند . و اين معنى بر امير خان به غايت گران مىآمد و در مقام قتل او بوده ، بهانه‌اى مىخواست . و بعد از آنكه عبيد الله خان ده روز هرات را محاصره نمود و بر او ظاهر شد كه فتح هرات ميسر نيست و شاه اسماعيل به تعجيل به كمك مىآيد ، غلات خراسان را سوخته ، معاودت نمود . و هرويان از تنگناى حصار خلاصى يافتند . امير خان به وقتى كه امير غياث الدين محمد به باغ شهر درآمد او را گرفته به قلعهء
هامش
( 1 ) . نسخ بياض است . حاشيهء ق : 927 . ( 2 ) . م : برج شمال .