ذكر وقايع سنهء نهصد و بيست و هشت هجرى [ موافق سال نهصد و هجدهم از رحلت خير البشر ] « 1 »
در اين سال سام ميرزا به هرات آمد و شاهزاده طهماسب با امير خان [ موصلو ] در ييلاق آذربايجان به ملازمت شاه اسماعيل رسيدند . و پادشاه ايران از امير خان به واسطهء قتل امير غياث الدين محمد آزردهخاطر بود . حكم فرمود كه امرا و اركان دولت تحقيق آن قصه نموده آنچه از اموال امير غياث الدين محمد در تصرف [ 653 الف ] امير خان و اتباعش باشد به وارثان بازدهند . و امير خان طاقت . . . « 2 » پادشاه نياورده بىحضور شد و به همان بىحضورى فوت شد . و آنچه به ظلم او و نوكرانش از مردم ( هرات ) گرفته بودند ، استرداد شد .
و سلطان مظفر ، حاكم گجرات در اين سال به عزم يورش چيتور سوار شد و راناسانكا آگاه شده پسر خود را با پيشكش بسيار به درگاه پادشاه گجرات فرستاد . و سلطان مظفر به محل حكومت خود بازگشت . بعد از مدتى پسر رانا را معزز و محترم رخصت معاودت فرمود .
و سلطان محمود ، حاكم مالوه در اين سال به دفع سلارى كه از سارنگپور تا بهيسه و رايسين را در تصرف داشت ، روان شده در نواحى سارنگپور جنگ شده نخست سلارى ظفر يافت و سلطان محمود بعد از تفرقهء مردم سلارى به جهت تاراج ، با اندك مردمى كه با او بودند ، بر سلارى حمله برده او را شكست داد و مظفر و منصور به مالوه درآمد . و سلارى رسايل برانگيخته اظهار اطاعت نمود .
و در اين سال سعيد خان ، حاكم كاشغر عزيمت تسخير ولايت قرعر نمود و پسر خود ،
هامش
( 1 ) . نسخ بياض است . حاشيهء « ق » : 928 .
( 2 ) . جاى يك كلمه در نسخ بياض است .