تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5532

مساهمون:

ص٥٥٣٢
انداخته ، اسبان و استران و اشتران را پى كرد و به تبّت درآمد . اما قبل از رسيدن او قلاع آن مملكت را مردم او گذاشته گريخته بودند . و كفّار بر آن قلاع مستولى شده ناچار اهل و عيال را در كوهستان تبّت محكم كرده عزيمت ملاقات سلطان سعيد خان نمود ؛ به اميد آنكه شايد به وسيلهء برادرش سيّد محمد ميرزا به جان امان يابد . اما چون به ميان راه رسيد ، جمعى كه سيد محمد ميرزا به طلب او به تبّت فرستاده بود ، دچار او شدند و او را فريب دادند كه « سيد محمد ميرزا ما را به جهت تسلى شما فرستاده بود . به خاطر جمع مىبايد رفت . و ميرزا ابا بكر همراه ايشان روان شد . چون شب درآمد و ميرزا ابا بكر به خواب رفت ، آن جماعت به صلاح عالمى در قتل ميرزا ابا بكر نشستند و فى الحال به قتلش مبادرت كردند . و فى الواقع چنين بود ؛ چه ، آن‌قدر ظلم در كتب تاريخ از او منقول است كه نقل آن در نظر عقل قبيح است . مدت سلطنتش چهل و هشت سال بود . چهل سال بالاستقلال حكومت كرد . در اين مدت مديد خلايق به انواع محنت گرفتار بودند . اگر احيانا كسى خلاف يكى از قواعد نامعقول - كه اختراع كرده بود - نمودى ، باتمام خويش و قوم و قبيله هلاك گشتى . و براى گناهكاران عقوبت گوناگون اختراع كرده بود . از جمله احكام او اين است كه چندين هزار كس را ، ده كس و بيست كس در يك زنجير كشيده زمستان و تابستان به كندن زمين شهرهاى قديم بازداشته بود كه آنچه زر طلا و نقره و جواهر در زير خاك باشد ، بيرون آورند . و آن بيچارگان بعد از كندن زمين خاك را مىشستند و آنچه مىيافتند به محصّلان مىسپردند . در ماهى شخصى از ايشان را يك ظرف ارزن معين بود شب‌ها در زندان مىبودند ، و هيچ كس از خويش و بيگانه را ياراى آن نبود كه با گناهكاران سخن كند يا طعامى به ايشان بدهد . و بر هرزنجير يك كس موكل بود . و بر هرده زنجير موكّلى و بر همهء موكلان شخصى را كه اگر احيانا محصلى در كار فرمودن محصلى تقصير كردى ، به جاى گناهكار با اهل و عيال به زنجير گرفتار شده به حفر زمين مدت الحيات مشغول نمودى . در قلعهء ويران ختن ، به وقت كندن گنجى پيدا شد ، بيست و هفت خم ( چنان كه هرخم گنجايش آن داشت كه هركس بندى به درون آن درآيد ) « 1 » و در ميان هرخم آفتابه [ اى ] از مس به طلا بود . و در بيرون آفتابه به قدر گنجايش بالش نقره نهاده . و بالش عبارت از پانصد مثقال نقره است . و بر يك به زبان تركى آفتابهء منقوش بود كه جهت طوى پسر حمار خاتون . و ميرزا ابا بكر بعد از يافتن اين گنج در زمين كندن به غايت ساعى شد . و در قلعهء قديم كاشغر و يار كند و ختن چند گنج ديگر پيدا شد .
هامش
( 1 ) . م : مطلب بين ( ) را ندارد .