هرگاه به ملازمت سلطان مىآمد ، پانصد كس جبّادار با او همراه بود . و سلطان محمود را ديگر توقف [ 649 الف ] در ميان ايشان نماند . شبى كه روزش به بهانه [ اى ] شكار كفار را تردد بسيار فرموده مانده كرده بود ، با محبوبهء خود كه كنساكر نام داشت ، سوار شده به طرف گجرات گريخت و تا سرحدّ گجرات عنان بازنكشيد . حكام گجرات به فرمودهء پادشاه خود با او به غايت سلوك نيكو كردند و سلطان مظفر ، حاكم گجرات اسباب سلطنت به استقبال او فرستاد و در كمال اعزاز او را به شهر گجرات درآورده در مقام سامان و سرانجام لشكر شد كه به مالوه رفته سلطان محمود را به سلطنت رساند .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5535
مساهمون: غلام رضا طباطبايى مجد
ص٥٥٣٥