تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5529

مساهمون:

ص٥٥٢٩
بود ، بر قلب لشكر روم حمله برد و خود را به ارّابه‌ها رسانده ، شمشير بر زنجيرى كه به غايت منتظم بود فرود آورد و زنجير بريده شد . [ فرد ] :
جوشن چينى به تير [ ى ] بر تن فغفور دوخت * مغفر رومى به گرز [ ى ] بر سر قيصر شكست « 1 »
و اكثر همراهانش در اين تاختن به ضرب تفنگ بر خاك هلاك افتادند . ناچار با معدودى چند از قزلباش به تبريز رفت و آنجا توقف نكرده به درگزين تاخت . و قيصر روم به تبريز آمده بعد از دو هفته مراجعت نموده در آماسيه « 2 » روم قشلاق كرد و شاه اسماعيل به تبريز معاودت نموده آنجا قشلاق گرفت . و ميرزا شاه حسين اصفهانى در اين وقت به منصب نظارت ديوان سرافراز شد و تمام امرا به متابعت او مأمور گشتند . و مير جمال الدين محمد استرآبادى منصب صدارت يافت . و سلطان مراد بن يعقوب بيگ كه در قرب چالدران به ديار بكر درآمده بود به دست لشكر قزلباش كشته شد و سرش را به درگاه شاه اسماعيل آوردند . و در ماوراء النهر در اين سال كوچم خان به خانى موسوم بود ، اما مدار مهمات ملك و مال بر عبيد اللّه سلطان بود . چون خاطر اوزبكان از جانب شاه اسماعيل به واسطهء جنگ روم فراغت يافت ، متوجه سعيد خان حاكم اندجان شدند . و سعيد خان چون طاقت مقاومت نداشت ، قبل از رسيدن ايشان با امرا مشورت كرد . و جنگ با ميرزا ابا بكر حاكم كاشغر را از جنگ اوزبكان درآمد . و ميرزا ابا بكر كه قريب پنجاه سال حكومت كرده بود ، در هفت روز به حال عمارت بازآمد . و اين معنى دلالت بر كمال سامان او مىكند ؛ چه ، دور آن قلعه پنجاه جريب است و بلندى ديوارش از بيست گز زياده است و بر بالاى فصيلش « 3 » چهار سوار به فراغت مىتواند رفت . و بعد از اتمام قلعه و سامان ذخيره چندين سال يوسمال « 4 » نام سردارى با چندين مرد در آن قلعه گذاشته خود به بانكى حصار رفت و آن قلعه را نيز استحكام داده به تاشكند آمد . و سعيد خان از راه مغولستان به ولايت كاشغر درآمد و بر اروق و سرپيشى گرفت و عرض لشكر گرفته پنج هزار كس كه هريك مردم كارديده بود به قلم درآمد . و جمعى از بقية السيف مغولان كه حرام‌نمكى كرده از حضرت بابر پادشاه در حصار جدا شده بودند و سزاى خود از اوزبكان يافته به سعيد خان در اين وقت همراه بودند .
هامش
( 1 ) . م : بيت را ندارد . ( 2 ) . ق : الماسيه ؛ م : امسيه . ( 3 ) . م : حصنش . ( 4 ) . م : بوسال .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5529 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى