خاطر جمعى به قلعه درآمد و سلطان مراد ايلغار كرده سحرگاهى به دروازه رسيد و على بيگ دروازه گشوده او را به درون برد و هرطرف در كوچه و بازار جنگ شده مصطفى گرفتار شد .
و تاج الدين ، وزير مصطفى كه در حمام بود ، « 1 » بىخبر بيرون آمده به محمد بيگ ميخال اغلان دوچار شد . هردو يكديگر را شناخته به جنگ ايستادند . ميخال اغلان به قتل رسيد و نوكران ميخال اغلان متعاقب رسيده تاج الدين را كه به ويرانه گريخته بود ، به دست آورده پارهپاره كردند و مصطفى نيز بر دست برادر به قتل رسيد و در برسا مدفون شد .
و هم در اين سال محمد بيگ قرامان اغلان و عثمان چلبى و ميرزاده الوس تكلو « 2 » اتفاق كرده و ياغى شدند و ارادهء تسخير انطاكيه « 3 » نمودند و موعدى مقرر ساختند كه به پاى آن حصار آيند و حمزه بيك ، حاكم حصار [ 569 الف ] كه غلامزادهء قيصر بود ، اين خبر شنيده به قلعهء انطاكيه درآمد و عثمان به ييلاقى كه در نزديك انطاكيه بود آمده و انتظار محمد بيگ مىكشيد و به حسب اتفاق بىحضور شده حمزه بيگ آگاه شد كه عثمان با اندك مردم در اين نزديكى بىحضور است . قصد او كرد و هرچند مردم او را منع كردند كه مبادا بعد از رفتن تو محمد بيگ قرامان اغلان كه نزديك است ، به شهر درآيند و ديگر تو به شهر نتوانى درآمد ، قبول نكرد و ايلغار كرده خود را به عثمان رسانيد و او را غافل كرده لشكرش را پريشان كرد و عثمان به قتل رسيد و خواهرش دستگير شد . و باز حمزه بيگ به ايلغار به شهر مراجعت نمود .
و به حسب اتفاق چون او به شهر درآمد ، شهر را محاصره كردند و به واسطهء خبر قتل عثمان به غايت دلگير شد و مدت محاصره دور و دراز كشيد . و سلطان مراد به واسطهء موانع [ ى ] كه مذكور شد ، فرصت كمك فرستادن نداشت . تا آنكه قضاياى مصطفى دروغ فيصل يافت و محمد بيگ از فتوحات مراد آگاه شده قصد جنگ سلطانى كرد كه اگر قلعه مفتوح شد ، چه بهتر از آن ، و الا معاودت نموده به ولايت خود رود .
و چون سوار شد كه محل جنگ انداختن تعبيه نمايد ، به حسب اتفاق از قلعه توپ بزرگى را رانده و بر او خورده به قتل رسيد . و پسرانش ، ابراهيم بيگ و على بيك ، نزاع كرده على بيگ به حصار درآمد و ابراهيم بيگ جسد را برداشته به ولايت خود رفت . و مردم قلعه تعاقب نموده غنيمت فراوان يافتند . و حمزه بيك ، حاكم انطاكيه ، على بيگ را به ملازمت سلطان فرستاد و نوازش بسيار يافت و سلطان مراد على بيگ را حاكم صوفيه ساخت و تا آخر عمر حكومت آن ولايت به او متعلق بود .
و احوال حكام هندوستان در اين سال آن است كه مباركشاه ، حاكم دهلى در محرم همين
هامش
( 1 ) . تاريخ عثمانى : « مصطفى چلبى در حمام بود . »
( 2 ) . ق : عثمان بكلو .
( 3 ) . تاريخ عثمانى : انطاليه .