تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5155

مساهمون:

ص٥١٥٥
مىتواند آمد . و از هرطرف كه خواهند كه به آن قلعه درآيند ، گريوهء بلندى در كمال صعوبت طى مىبايد كرد . و مردمى كه به محافظت راه‌ها قيام مىنمايند ، به واسطهء دورى راه و حايل بودن كوه‌ها از حال يكديگر خبردار نمىشوند و بر دروازه‌اى كه به طرف دهلى دارد از ديگر راه‌ها آسان‌تر است . القصّه ، سلطان احمد گجراتى از اطراف مردم خود را طلبيده رعايت حزم كرد و سلطان هوشنگ از راه تاراپور به قلعه درآمد كه با مردم خود مشورت كند و به استعداد تمام به جنگ بيرون آمده و سلطان احمد چون صرفهء محاصرهء قلعه ندانست ، از پاى قلعه برخاسته به قصد تاخت و تاراج به ميان ولايت مالوه درآمد . و سلطان هوشنگ از اين معنى آگاه شده كس نزد او فرستاد كه « ولايت مسلمانان را چون ما هردو مسلمان‌ايم ، تاراج كردن نه لايق است . هرچه رضاى شما باشد بدان قيام نموده مىشود . » و غرضش آن بود كه به واسطهء اعتماد صلح سلطان احمد را غافل نمايد . و سلطان احمد قبول نموده ايلچى او را رخصت نمود و سلطان هوشنگ متعاقب ايلچى ايلغار كرده شبيخون آورد و تا صبح در لشكر گجرات قتل و غارت كرد و صبح به حصار سارنگ‌پور درآمد . و در آن شب گجراتيان ثبات قدم ورزيده به قدر طاقت و توان به مدافعه مشغول بودند . و احوال حاكم گجرات در اين سال آن است كه چون خبر رفتن هوشنگ به اوديسه به طلب فيل شنيد كوچ‌بركوچ متوجه مالوه شد و به پاى قلعهء مهيسر كه نزديك به قلعهء مالوه است ، آمده آن قلعه را به صلح گرفت و به مردم خود سپرد و به پاى قلعهء مالوه آمده و تاخت به اطراف آن ولايت فرستاد و اكثر آن مملكت را تاراج كرد . و چون دانست كه فتح قلعه به آسانى ، بلكه مطلقا ، ميسر نيست كوچ كرده به اجيّن رفت و آن نواحى را غارت كرده كس به گجرات فرستاد و اسباب قلعه‌گيرى از منجنيق و عرّاده طلب نمود . و ملك مقرب آنچه طلب شده بود ، از گجرات به اردو رسانيده ديگر بار سلطان احمد به پاى قلعهء ماندو آمد و ملك مقرب را به ضبط راه تاراپور فرستاد . و در اين وقت خبر معاودت هوشنگ - چنان كه گذشت - رسيد و هوشنگ آمد و شبيخون آورد و در شبيخون اكثر مردم گجرات متفرق شدند و مردم مالوه نيز به جهت تاراج به هرطرف در شب رفتند و در وقت طلوع صبح هردو پادشاه يكديگر را ديده و شناخته ، با اندك مردم متوجه يكديگر شدند و جنگ عظيم شد و هردو سردار به نفس خود چندان كوشش كردند كه زخمدار شدند . و چون مردم مالوه به گمان فتح و مشغولى به غارت ، اكثر متفرق شده بودند ، [ 570 الف ] هوشنگ طاقت نياورده به قلعهء سارنگپور روان شد و آنچه از اردوى گجراتيان به دست آورده بود باز به تصرف ايشان داد و هفت