تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5505

مساهمون:

ص٥٥٠٥
طريقه عقرب بود از هرات به مرو رفت و به تعجيل كسان به ماوراء النهر و ساير ممالك خود فرستاده طلب لشكر نمود . و شاه اسماعيل در نواحى طوس از خبر خالى شدن پايتخت خراسان مطلع شده به خاطرجمع به طوس رفت . بعد از زيارت مشهد مقدس به جانب مرو روان شد . و دايه محمد بيگ را از سرخس به رسم منقلاى پيشتر روان كرد و جان وفا ميرزا « 1 » و قنبر بيگ « 2 » از لشكر اوزبك به استقبال بيرون آمدند . اگرچه دايه محمد بيگ در اين جنگ كشته شد ، « 3 » اما اوزبكان انهزام يافته به مرو درآمدند . و شاه اسماعيل به ظاهر مرو آمد . و شيبك خان حصارى شده انتظار لشكر مىكشيد . و چند روز از طرفين مردان مرد و طالبان روز نبرد ، به ميدان آمده داد مردانگى مىدادند . شاه اسماعيل چون دانست كه شيبك خان تا آنكه لشكريانش بالتّمام جمع شوند ، از قلعه بيرون نخواهد آمد و توقف بسيار در پاى حصار باعث پريشانى لشكر قزلباش مىشود ، تدبيرى انديشيده ، آخر روز چهارشنبه بيست و هشتم شعبان سنهء مذكور از ظاهر مرو كوچ كرده سه فرسخ راه بازگرديد . « 4 » و يك روز و دو شب در آن منزل توقف نمود و كتابتى مشتمل بر توبيخ و سرزنش بسيار به قلعه فرستاد . و روز جمعه امير بيگ موصلو را با سيصد سوار در سر پل نهر محمودى بازداشت و مقرر كرد كه چون سياهى لشكر اوزبك پيدا شود ، مقيد ، به جنگ نشده به لشكر ملحق شود . و خود با جميع سپاه از آب بگذشت . و شيبك خان معاورت را حمل بر ضعف نموده ارادهء بيرون آمدن كرد . روز اول مردم كار ديده مانع بيرون آمدن او شدند . و روز دوم هرچند دولت‌خواهان او را از بيرون آمدن منع كردند به جايى نرسيد و با بيست هزار سوار كه در آن وقت در ملازمت او بودند ، بيرون آمده متعاقب شاه اسماعيل روانه شد . « 5 » و چون نزديك پل رسيد ، امير بيگ به موجب قرارداد گريزان شد و شيبك خان دليرتر شده از آب بگذشت . و امير بيگ حقيقت بيرون آمدن اوزبكان را به شاه اسماعيل عرض كرد . و شاه اسماعيل عنان بازگردانيده متوجه شيبك خان گشت و هردو لشكر به يكديگر رسيده داد شجاعت دادند . عاقبت قزلباشان ظفر يافته اوزبكان منهزم شدند .
هامش
( 1 ) . م : خان وفا ميرزا . ( 2 ) . م : قنبر لى بيگ . ( 3 ) . روضة الصفويّه ( ص 234 ) : « . . . و بر زبان الهام بيان گذرانيد كه « دايه محمد بيگ ديگر ما را نخواهد ديد . » ( 4 ) . روضة الصفويّه : « به مضمون كلام معجز نظام سرور اوليا علىّ مرتضى . . . كه الحرب خدعة نصب العين اشرف گردانيده رأى جهانگشاى چنان مقتضى گرديد كه از راه خدعه و فريب او را از مضيق شهربند به فضاى وسيع دشت . . . » ( 5 ) . گويا بيش از هرچيز تحريكات و ملامت‌هاى مغول خانم ، زن شيبك خان باعث شد كه خان مغرور اوزبك بىتوجّه به نصايح اعيان دولت خود ، از حصار مرو بيرون آمد و سر در پى فراريان نهاد ولى آنان را در قريهء محمودى منتظر جنگ يافت .
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5505 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى