ذكر وقايع سنهء نهصد و شانزده هجرى [ موافق سنهء نهصد و ششم از رحلت خير البشر ] « 1 »
از معظم وقايع اين سال ، قتل شيبك خان است . تفصيل اين اجمال آنكه چون ميان مملكت شاه اسماعيل و شيبك خان واسطه نماند ، اوزبكان متعرض سرحد ولايت قزلباش مىشدند . شاه اسماعيل نخست ايلچى به شيبك خان فرستاد كه « تا امروز امرى كه موجب عداوت باشد از طرفين به فعل نيامده . جمعى از اوزبكان متعرّض ولايت عراق مىشوند . منع ايشان مىبايد كرد كه قاعدهء محبّت برقرار ماند ، فرد :
« درخت دشمنى بركن كه رنج بيشمار آرد * نهال دوستى بنشان كه كام دل به بار آرد »
شيبك خان در جواب نوشت كه « دعوى سلطنت و معارضهء پادشاهان كس را مىرسد كه ابا عن جدّ پادشاهزاده باشد . به خويشى تراكمهء آققوينلو دعوى سلطنت وقتى مىشد كرد كه مثل من پادشاهى وارث اقاليم سبعه در ميان نمىبود . مصرع : گداى گوشهنشينى تو ، حافظا مخروش . » و عصايى و كشكولى به تحفه فرستاد كه ميراث پدر تو و كار تو اين است ، فرد :
نصيحت گوش كن جانا كه از جان دوستتر دارند * جوانان سعادتمند پند پير دانا را
و اگر قدم از حد خود فراتر مىنهى از سر خود بينديش .
هامش
( 1 ) . حاشيهء « ق » : 916 .