مطلّا كردهاند . و نزد پادشاه شيرههاى « 1 » طعام و نخل و نقل نهاده بود [ ند ] و به طريق معهود مردم ايستاده بودند . و چون طرف چپ را نزد ايشان اعتبار بيشتر است ، ايلچيان را آنجا جا دادند و نزديك پنجرهء طنبى گوركاى بزرگ نهاده بودند و شخصى بر بالاى صندلى بلند ايستاده جميع اهل ساز نزد او حاضر بودند . و پيش تخت هفت چتر [ هر يك از رنگى ] « 2 » بازداشته بودند . و درون و بيرون طنبى از چپ و راست و پيش و پست قريب به دويست هزار سلاحدار حاضر بودند و برابر تخت مقدار يك گز صندلى از اطلس زرد ترتيب داده بودند به جهت آش پادشاه . و چون آش پادشاه را به درون آن منزل درمىآوردند ، اهل ساز به يك بار آغاز ساز [ زدن ] كردند و آن هفت چتر را به چرخ درآوردند و طعام پادشاه را در حقّهها مضبوط كرده به درون بردند و پادشاه به طعام خوردن نشسته ايلچيان را شيرهها نهادند و لحظه بهلحظه شيره [ اى ] ديگر مىآوردند و بازيگران ختاى بازىهاى عجيب كردند و پسران ختاى مثال دختران ، هرهفت كرده رقص مىكردند .
و پنج ماه ايلچيان در اين شهر بودند و هرروز علوفهء مقررى بىكم و نقصان به ايشان مىرسيد و چند مرتبه طوىها كردند و تا روز بيست و هفتم محرم كه ابتداى سال نو ايشان بود و در آن روز حكم است كه كسى سفيد نپوشد ، در آن شب مهماندار آمده ايلچيان را به اردوى نو برد . و آنكه عمارت عالى بود و در مدت نوزده سال تمام شده بود . شب چراغ بسيار افروختند ، چنان كه از روز فرقى نداشت و اكثر امرا و اعيان و اكابر ختا و ختن و چين و ماچين و قلماق و تبت و نواحى و توابع حاضر بودند و پادشاه امراى خود را طوى مىداد . و در درون خرگاه پادشاه امرا نشسته بودند و ديگر مردم سلاحدار در بيرون برپاى بودند . و مجموع اين عمارت عالى كه از در بارگاه تا در بيرون يك هزار و نهصد و بيست و پنج قدم بود از سنگ تراشيده بودند و خشت تراشيده كه از خاك چينى پخته بودند و از سنگ مرمر فرقى نداشت ، ساخته بودند . و مجموع صنايع اين عمارت از سنگتراشى و درودگرى و گلكارى و نقاشى ، حكم اعجاز داشت .
طوى در كمال عظمت شده نماز شام مردم هريك به جاى خود رفتند و بعد از آن هشت روز پادشاه در خانه [ اى ] كه هيچ صورت و بت نبود درآمده مىگفت كه « خداى آسمان و زمين را عبادت مىكنم . » و در اين هشت روز حيوانى نمىخورد و پيش حرم نمىرفت و كسى را نزد خود نمىگذاشت . روز نهم بيرون آمده به عظمت هرچه تمامتر در محفهاى به حرمسرا رفت . و در آن هفت روز رسم است كه شبها چراغان كنند . و چون در اين سال منجمان حكم
هامش
( 1 ) . نسخ : سرهاى .
( 2 ) . افزوده از مطلع السّعدين .