غايت خوب تراشيده [ 567 الف ] اين عمارت و بت بر آن كرسى است و چند طبقه عمارت بر دور اين بت است . و طبقهء اول نزديك به ساق او رسيده ، و طبقهء دويم به زانو ، طبقهء سيم از زانو گذشته و به ميان نرسيده ، و طبقهء چهارم به ميان رسيده و پنجم نشسته . و همچنين تا سر آن بت مجموع در كمال تكلّف ساخته و پرداخته شده و صد هزار خروار برنج تخمينا در آن عمل خرج شده باشد . و بر اطراف او و جوانب مثالهاى خرد از سنگ و گچ ساخته و رنگ كرده و بر ديوارها صورتهاى بسيار در كمال حركت به اتمام رسانده بودند .
و در اين شهر چرخ گردانى مثل قمجو بود ، اما از آن بزرگتر . و چون از آنجا گذشتند ، هر روز چهار فرسنگ و پنج فرسنگ مىرفتند و تا هشتم ذيحجه هنوز روز روشن نشده بود كه به دروازهء خانبالغ رسيدند . شهرى به نظر ايلچيان درآمد به غايت بزرگ ، هر ديوارى يك فرسنگ و بر ديوارها كه هنوز ناتمام بود ، صد هزار جا چوب بسته بودند كه بنايان كار كنند . و چون دروازه هنوز گشاده نشده بود ، ايلچيان را از برجى كه عمارت مىكردند ، درآوردند و بر در دولتخانهء پادشاه ، فضايى به نظر درآمد كه هفتصد قدم از سنگ تراشيده فرش داشت . و از اين فضاى پياده گذشته به دروازه [ اى ] رسيدند كه پنج فيل بر هر طرف در ايستاده بودند و ايلچيان از ميان فيلان گذشته به درون رفتند . و با آنكه هنوز هوا روشن نشده بود ، قريب به صد هزار كس بر در خانهء پادشاه جمع بودند . و فضايى به غايت خوش هوا و دلگشا به نظر ايلچيان درآمد . و در پيش آن كوشكى كه كرسى آن سى گز بود و بر بالاى كرسى ستونهاى پنجاه گزى برپاى كرده و عمارات « 1 » بر بالاى آن ساخته و طنبى « 2 » ساخته بودند شصت گز در چهل گز و در پيش ستونها سه دروازه بود ، ميانگى كه راه پادشاه است ، بزرگتر و هر دو طرف خردتر . و بر بالاى كوشك پشت دروازه گورگا و ناقوس مهيا بود و جمعى منتظر بودند كه چون پادشاه بيرون آيد ، آنها را به نوازش درآورند .
و چون روشنى شد ، قريب سيصد هزار آدمى بر درگاه حاضر شدند و دو هزار سازنده جمع شده بودند كه چون پادشاه بيرون آمده به اصول و زبان ختاى پادشاه را دعا كنند ، و دو هزار سلاحدار كه ناچخ و زوبين و حربه و خشت فولاد « 3 » و تبرزين و شمشير و گرز در دست داشتند ، ايستاده بودند و بعضى از خدمتكاران بادبزن ختايى و چتر گرفته بودند و بر اطراف
هامش
( 1 ) . ق : عاران ؛ ش : عماران .
( 2 ) . طنبى : لفظ تركى است به معنى اطاق بزرگ ، سالن . ولى در آنندراج به معنى « ايوانى كه توى ايوان كلان باشد » آمده است .
( 3 ) . خشت فولاد : خشت نوعى سلاح است از نوع نيزه كه در ميان آن حلقهاى از ريسمان و يا ابريشم بافته بسته باشند .
انگشت سبابه را در آن حلقه كرده به جانب خصم اندازند . - برهان قاطع .