رفت . و يعقوب خان بيگ ، گماشتهء سلطان مراد از او بگريخت . و ابو الفتح در شيراز مستقل شد . و در همين سال در شكارگاه از كوه افتاده هلاك شد .
و در اوايل شهور سنهء نهصد و هفت در حدود نخجوان ، شاه اسماعيل بن سلطان حيدر صفوى با الوند بيگ جنگ كرد « 1 » [ 638 الف ] و مظفر شد و شرح حال شاه اسماعيل و تفصيل اين جنگ به جاى خود نوشته شود ، ان شاء اللّه تعالى . و الوند بيگ بعد از اين شكست سرگردان شده به بغداد رفت و از آنجا به ديار بكر آمد و با حكام ديار بكر ، قاسم بيگ بن جهانگير بيگ ، برادرزادهء حسن بيگ جنگ كرد و ظفر يافت . در ديار بكر حاكم بود . تا آنكه در عشر و تسعمائه « 2 » [ - 910 ] فوت شد .
و در سنهء نهصد و هشت ، سلطان مراد در حدود نخجوان با شاه اسماعيل جنگ كرد و شكست يافته به شيراز گريخت . و از آنجا به بغداد نزد باريك بيگ برناك رفت . و پنج سال و نيم در بغداد گذرانيد . تا آنكه شاه اسماعيل متوجه عراق عرب گشت . و سلطان مراد و باريك بيگ به قرامان روم رفتند . و سلطان مراد سرگردان مىگشت . تا آنكه در سنهء [ احدى ] و عشر و تسعمائه [ - 911 ] « 3 » به ديار بكر بر دست شاه اسماعيل كشته شد و دولت طبقهء آققوينلو به نهايت رسيد .
[ ابتداى احوال صفويه ] « 4 »
و چون احوال معظم اقاليم سبعه لغايت احدى عشر و تسعمائه [ - 911 ] به قدر احاطهء علم به قلم درآمد ، چند كلمه از مبادى ظهور طايفهء صفويه به قلم درآوردن مناسب سياق اين كتاب بود :
سلطان جنيد كه داعيهء سلطنت اول مرتبه ( او ) « 5 » پيدا كرد ، پسر شيخ صدر الدين است . « 6 » و ايشان ابا عن جدّ به هدايت و ارشاد خلايق مشغول مىبودند ، و اكثر تراكمهء اطراف مريد اين سلسله بودند . و روزبهروز جمعيت مريدان ايشان زياده مىشد . تا آنكه به وقت ميرزا جهانشاه خلقى كثير بر سلطان جنيد جمع آمدند و ميرزا جهانشاه از خوف زوال ملك ، سلطان جنيد را از ولايت خود بيرون كرد . و او به حلب رفته از آنجا به ديار بكر نزد حسن بيگ [ آققوينلو ] آمد . و حسن بيگ او را عزّت بسيار داشت و خديجه بيگى آغا ، خواهر خود را به نكاح او درآورد و سلطان حيدر از اين خواهر حسن بيگ متولد شد . « 7 »
هامش
( 1 ) . م : + و مظفر شد .
( 2 ) . ق : نهصد و يك .
( 3 ) . ق : نهصد و يك ؛ م : سنهء : سنهء عشرين و تسعمائه [ - 920 ] .
( 4 ) . نقل از حاشيهء « ق » .
( 5 ) . ق : ندارد .
( 6 ) . سلطان جنيد ، پسر شيخ صدر الدين نيست ، بلكه وى پسر ابراهيم ( شيخ شاه ) پسر خواجه على سياهپوش ، پسر شيخ صدر الدين است .
( 7 ) . ق : پيدا شد .