حكم رستم بيگ به دفع او رفت و در حدود قم جنگ كرده كوسه حاجى را به قتل آورد و سرش را به درگاه فرستاد . و منصور بيگ برناك ، حاكم فارس كه به غايت اعتبار رسيده بود ، نزد رستم بيگ آمد و نوازش يافت . و رستم بيگ ، فارس را به نور على بيگ بايندر داد و اصفهان را به منصور بيگ عنايت كرد . و بعد از شش ماه به التماس قرق سيّد على « 1 » - كه صاحب اعتبار و اختيار بود - باز شيراز را به منصور بيگ داد . و منصور بيگ در راه شيراز بيمار شده اختلال تمام به دماغش راه يافت و متصدى مهمات شاه قلى بيگ ، وكيل او شد .
و چون در اين اوقات از كاركيا ميرزا على ، پادشاه گيلان مخالفتها ظاهر شده بود و نوكرانش قزوين و رى و سلطانيه را غارت كرده جمعى از تركمانان را به قتل آورده بودند ، آيبه سلطان را رستم بيگ با لشكر قاجار بر سر گيلان فرستاد . و آيبه سلطان از نواحى قزوين گذشته در منزل درياوك « 2 » نزول نمود . و لشكر گيلان از او گريختند و تمام قراى رودبار كه تعلق به گيلان داشت ، به غارت رفت . و بسيارى از لشكريان گيلان به قتل رسيدند .
و در همين سال هشتصد و نود و هشت ( بديع الزمان ميرزا پادشاهزادهء خراسان به هوس تسخير عراق به ورامين رى آمد و بعد از چند روز كه اطّلاع يافت تركمانان متوجّه او شدند ، طاقت نياورده به خراسان مراجعت كرد . ) « 3 » و بايسنقر ميرزا كه به شروان گريخته بود ، لشكرى جمع آورد . و رستم بيگ ، سلطانعلى ميرزا بن سلطان حيدر را با برادران كه در قلعهء اصطخر محبوس بودند ، بيرون آورده با جمعى كثير از امرا به دفع بايسنقر ميرزا و لشكر شروان فرستاد . و دو مرتبه ايشان با بايسنقر ميرزا جنگ كردند و نوبت دوم در حدود گنجه و بردع ، بايسنقر ميرزا در جنگ گرفتار شده به قتل آمد و برادرش حسن بيگ بن يعقوب بيگ نيز كه در اردوى رستم بيگ بود ، مقتول شد .
و بعد از اين فتوحات ، رستم بيگ از سلطانعلى ميرزا و مريدان و صوفيانش متوهم شده انديشهء غدر مىنمود . و سلطانعلى پادشاه اطلاع يافته به جانب اردبيل رفت . و رستم بيگ ، آيبه سلطان و حسين بيگ عاليخانى را به اردبيل فرستاد . در حوالى اردبيل سلطانعلى پادشاه به آن لشكر جنگ كرده شهادت يافت . و در اين فتنه شاه اسماعيل به گيلان رفت و كاركيا ميرزا على ، مراسم اعزازو احترام به جا آورد . « 4 » و مكررا رستم بيگ ايلچيان فرستاده از كاركيا ميرزا على ، پادشاه را طلب نمود . و كاركيا ميرزا على ، ايلچيان را جواب داده گسيل كرد . « 5 »
و در شهور سنهء نهصد و دو « 6 » احمد بيگ بن اغريو محمد بن حسن بيگ از روم بر رستم
هامش
( 1 ) . م : فرق سيد على .
( 2 ) . م : دريابك .
( 3 ) . ق مطلب ميان ( ) را ندارد .
( 4 ) . و بدين طريق هستهء اوليهء دولت صفويه گذاشته شد و در سال 906 ه . ق با ورود پيروزمندانهء اسماعيل به تبريز به گل نشست .
( 5 ) . ق : نمود .
( 6 ) . م : سنهء اثنى و تسعمائه .