تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5480

مساهمون:

ص٥٤٨٠
خلاص شده به جنگ ايستادند . و شاه اسماعيل به نفس خود حمله برد ، « 1 » و شروانيان طاقت نياورده پشت بر معركه كردند . و شروانشاه با بسيارى از امرا و سران سپاه در معركه به قتل رسيدند . و شاه اسماعيل بعد از فتح به شماخى رفت و آنجا مسموع شد كه شيخ شاه ، پسر شروانشاه به شهرنو كه بر كنار درياست گريخته ، و آنجا لشكرى جمع آورده است . [ خليفة الخلفايى ] « 2 » خلفا بيگ با جمعى از لشكريان به دفع او مأمور شده روان شدند . و پادشاه نيز به نفس خود متعاقب روان شد . و شيخ شاه طاقت نياورده به كشتى درآمد و به گيلان گريخت . و پادشاه به شهر خود درآمد . و حكومت آنجا را به خلفا بيگ داد و به قشلاق محمود آباد « 3 » رفت و جمعى از امرا را به تسخير قلعهء باكو فرستاد . « 4 » و ايشان آن قلعه را محاصره نمودند و ايام محاصره امتداد يافت . و به وقت بهار پادشاه نيز به پاى آن حصار آمد . و روزى به نفس خود به كنار خندق آمده به نفس خود مشغول سنگ ريختن به خندق شد . و مجموع لشكر به يك بار چندان سنگ به خندق ريختند كه كوهى نمودار گشت . و محصوران مضطرب شده ، پايان آمدند . و خزاين حكام شروان كه در آن قلعه بود ، به دست درآمد . « 5 » و الوند بيگ ، حاكم آذربايجان از استماع اين اخبار مضطرب شده لشكرى عظيم جمع آورده به نخجوان آمد و حسن بيگ شكر اوغلى را به رسم منقلاى پيشتر روان كرد . « 6 » و شاه اسماعيل در شهور سنهء نهصد و هفت به عزم تسخير آذربايجان از آب عبور نمود و پيرى بيگ قاجار « 7 » را منقلاى گردانيد . و پيرى بيگ قصد حسن بيگ نمود و او طاقت نياورده به الوند بيگ ملحق شد . و الوند بيگ ، عثمانى نامى را به دفع پيرى بيگ فرستاد . و بعد از جنگ پيرى بيگ مظفر شده عثمان گرفتار شد . او را به نظر شاه اسماعيل آورده ، به موجب حكم به قتل آوردند . و الوند بيگ از اين خبر مضطرب گشته به چخور سعد « 8 » رفت . و شاه اسماعيل
هامش
( 1 ) . روضة الصفويّه : « چون پادشاه گردون غلام كوشش شيروانيان و ثبات قدم ايشان را در برابر حملهء غازيان غضنفر توان مشاهده فرمود ، عرق شجاعت حيدرى به حركت آمده تيغ آبدار ذو الفقار كردار از نيام انتقام كشيده . . . و به حمله‌اى صف شكاف . . . » ( 2 ) . افزوده از روضة الصفويه ( ص 137 ) . ( 3 ) . نسخ : مجموع آباد . اصلاح از روضة الصّفويّه ( ص 138 ) . ( 4 ) . روضة الصفويّه : « امراى عظام محمد بيگ استاجلو و الياس بيگ ايو اوغلى با زمره‌اى از سالكان طريق يكدلى . . . » ( 5 ) . روضة الصفويّه ( ص 142 ) : « آنگاه به تحقيق قبور ملوك آن ديار كه نسبت به حضرت . . . شيخ جنيد عداوت ورزيده بودند ، پرداخته نبش آن امر فرمود و عظام رميم ايشان را به آتش انتقام سوخته . . . » . ( 6 ) . روضة الصفويه : « به گرمادز - تومان مشكين - به منقلايى ارسال فرمود . » ( 7 ) . مشهور به « توزقوپران » . ( 8 ) . چخور سعد : به قسمتى از ارمنستان گفته مىشد كه شهر ايروان مركز آن بود . بروسه لى در تاريخ گرجستان
تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5480 | غلام رضا طباطبايى مجد / قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى