تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الفي ( فارسى ) — صفحة 5468

مساهمون:

ص٥٤٦٨
بود ، حسن بيگ اصفهان را به او داده بود و سلطان خليل به دستور پدر حكومت آن ولايت را به او گذاشته بود . اما شاه سليمان وزير كه به وزارت فارس رفته بود ، به اصفهان رفته ، آن ملك را به نوعى ضبط كرده بود كه بر كوسه حاجى بجز نام حكومت نمانده بود . و كوسه حاجى به تنگ آمده متوجه اردو شده بود . و در راه خبر قتل سلطان خليل و رسيدن ميرزا على شنيده بر سر راه ميرزا على آمد و جنگ كرد و ميرزا على را شكست داد و به قزوين گريزانيد . و خزاين و والدهء ميرزا على به دست كوسه حاجى افتاد . و او از راه معاودت نموده به اصفهان رفت . و شاه سليمان وزير را كه در خانهء پسر كوسه حاجى به مهمانى رفته بود ، گرفته به قتل آورد و داعيهء استقلال نمود . و امراى فارس نيز ميرزا الوند ، پسر سلطان خليل را بر خود حاكم گردانيدند و بر اين معنى اتفاق نمودند كه « اگر سلطان يعقوب به مجرد خطبه و سكه قناعت كند ، تابع‌ايم ، و الّا تا جان در بدن داريم كوشش خواهيم كرد . » و يعقوب بيگ بعد از شنيدن اين اخبار بايندر بيگ را - كه امير الامرا بود - با لشكرى گران به عراق فرستاد . بايندر بيگ به عراق آمده با كوسه حاجى آغاز دوستى كرد و چنان در اين معنى غلو نمود كه كوسه حاجى بازى خورده و به استقبالش بيرون آمد و در لحظه گرفتار شد و اصفهان مسخر گشت . و الوند ميرزا با بايندر بيگ در مقام اتحاد شده او را وسيلهء صلح ساخت . و بايندر بيگ گناه او را از سلطان شفاعت كرد و به دستور حكومت فارس مقرر بر وى شد . و بايندر بيگ داروغگى اصفهان را به هابيل بيگ داد و به درگاه رفت و تمام اكابر اصفهان را همراه برد . و در زمستان اين سال يعقوب بيگ قشلاق در قم نمود . و در اين قشلاق از روى عدالت حكم فرمود كه ديوانيان سواى مال واجبى از رعايا طلب ديگر ننمايند و هفتاد هزار تومان رايج تبريز « 1 » كه سى و پنج لك روپيه باشد ، به رعايا انعام كرد و احكام مؤكّد به لعنت‌نامه در اين باب به رعايا داد . و ميرزا الوند در اين سال در شيراز فوت شد . و امراى آنجا اظهار اطاعت پادشاه كردند . و هم در اين سال اولاد عليشكر كه همراه اميرزاده بابكر بن ميرزا سلطان ابو سعيد شده بودند ، كرمان را بگرفتند . و سلطان يعقوب ، بايندر بيگ و صوفى خليل را به دفع ايشان فرستاد . و
هامش
( 1 ) . تومان تبريزى ، تركى ايغورى است به معنى ده هزار . تداول و رواج كلمه از عصر چنگيزى آغاز مىشود . در مجلّهء بررسىهاى تاريخى آمده است كه « تومان هشت ريالى [ هر ريال 25 / 1 قران ] در عرف و معاملات عمومى به تومان تبريزى معروف است و در تبريز نيز آن را پول ديوانى مىگويند تا با تومان خود تبريز كه شش ريال و ده شاهى [ هشت قران ] ارزش دارد ، اشتباه نشود . » - ابو الحسن ديانت ، فرهنگ اوزان و مقادير .